Mardaninewws  
 

Select Your Language


 


 
               
     
Mardaninewws Mardaninewws
Mardaninewws
Mardaninewws Mardaninewws Mardaninewws
 

آخرین اخبار

 
Mardaninewws Mardaninewws Mardaninewws
Mardaninewws Mardaninewws Mardaninewws
 

فرم ورود به سایت



سندیکاها

feed-image Feed Entries

 


                   

 
Mardaninewws Mardaninewws Mardaninewws
Mardaninewws Mardaninewws Mardaninewws
 
 
Mardaninewws Mardaninewws Mardaninewws
Mardaninewws Mardaninewws Mardaninewws
 
الاهه بقراط "سخنرانِ مهمان،دهمین کنگره حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات)"ما با انکار یکدیگر هرگز به انکار استبداد نخواهیم رسید بلکه حاملان آن خواهیم شد! مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Mardani   
سه شنبه ، 11 شهریور 1393 ، 14:10

"خوشا به روز وروزگار بشریت که کورش دارد"

آری، ديو، چه بخواهد چه نخواهد  به دست فرهنگ ما به  شيشه ی استوره ای اش بازخواهد گشت
و ديدن آن لحظه برای هر کس که به فرهنگ خردمدار و زيبای ايرانی مان باور دارد
سخت ساده و شکوهمند است.


اتحاد ملّی بدون خودآگاهی ملّی ممکن نیست

یاد و راه همهی جانبخشانِ میهن، گرامی و جاودان باد


به ياد قيام
23 خرداد 1388،
آغاز جنبش سبز
جوانان ايران
عليه حکومت خون آشام اسلامی،
و به ياد
برجسته ترين
نماد سکولار آن:
ندا آقا سلطان

چراغ سیمین ایران هرگز خاموش نمی شود

برنامه اتمی تهران نبايد جلوی اقدام بين المللی عليه نقض حقوق بشر را بگيرد

***

آموزگاران ما را آزاد کنید! کارگران ما را آزاد کنید!
دانشجویان ما را آزاد کنید! فعالان جنبش زنان را آزاد کنید!
همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزاد کنید!
چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات وُ من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات، و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
شادروان " سیمین بهبهانی

"یک باغ پر از گل برای عاشقان ایران
طرح ار

Anne Yin Dee

الاهه بقراط"

خبرگراری مردانی نیوز : مقاله هفته خانم الهه بقراط"  نویسنده و تحلیگر

سه شنبه, 11 شهریور 1393

جوانهء سبز



سخنرانِ مهمان،دهمین کنگره حزب مشروطه ایران  (لیبرال دمکرات)

ما با انکار یکدیگر هرگز به انکار استبداد نخواهیم رسید بلکه حاملان آن خواهیم شد!

راه پیشگیری از فجایع بیشتر و غلبه بر گسست همه جانبه، همانا یک همبستگی ملّی فراگیر و یک همگرایی پایدار بر اساس به رسمیت شناختن حقوق متقابل یکدیگر و احترام به اختلاف‌هاست، از طرفداران دو نظام مشروطه و جمهوری، از راست و چپ، تا اقوام گوناگون و پیروان مذاهب مختلف و بی‌دینان. آنهایی که به پشتیبانی کشورهای خارجی یا نیروهایی از داخل نظام مذهبی امید بسته‌اند، فقط به «کسب قدرت» می‌اندیشند. مهم اما نگاه داشتن قدرت است که تنها از دو طریق امکان دارد: یکی نیروی سرکوب، و دیگری نیروی مردم!

*****

با سپاس از حزب مشروطه ایران الاهه بقراط / دهمین کنگره حزب مشروطه ایران  (لیبرال دمکرات) برای این دعوت به عنوان سخنرانِ
مهمان، در دهمین کنگره‌ی این حزب که مصادف با بیستمین سالگرد تأسیس حزب مشروطه نیز هست.

مایلم آنچه را با شما در میان می‌گذارم، با یاد داریوش همایون آغاز کنم که نظریه‌پردازِ مهمی در سر و سامان دادن و تشکلِ اندیشه‌ی راستِ دمکرات بود و هم چنان هست و من همیشه آرزو داشته و دارم که کاش چپ دمکراتِ ایران نیز چنین توان و نظریه‌پردازی را می‌داشت. فکر می‌کنم، در آن صورت، جامعه‌ی سیاسی ایران از تعادل و توازنی برخوردار می‌بود که امروز، هنوز، از آن بی‌بهره است.

معمولا احزاب و سیاستمداران رابطه‌ی خوبی با روزنامه‌نگاران و ژورنالیست‌ها ندارند. با یکدیگر هم رابطه‌ی خوبی ندارند. اگرچه گاه بین برخی‌شان داد و ستدهایی هم جریان دارد! اما در شرایطی که استبداد بر کشوری حاکم است، حقوقِ زیر پا نهاده شده‌ی چه روزنامه‌نگاران و چه احزاب، از یک سو، و حقوق مردمی که همه‌ی اینها، ادعای دفاع از آن را دارند، از سوی دیگر، سبب می‌شود تا با وجود همه‌ی اختلافات و گوناگونی در اندیشه و برنامه و شیوه‌ی کار، با یکدیگر هم‌اندیشی، هماهنگی، همگرایی و در بهترین حالت، همکاری داشته باشند.

من به نسلی تعلق دارم که رویدادهای بسیاری را تجربه کرده است:
دو رژیم، استبداد سنتی، دیکتاتوری دهشتناک مذهبی، جنگ، جنگ سرد، پایان جنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق، سقوط دیکتاتوری‌ها و افزایش دمکراسی‌ها، همزمان رشد بنیادگرایی اسلامی و گسترش تروریسم مذهبی، و مهم‌تر از همه، به چشم دیدن روند انقلاب ارتباطات از خطوط و ایستگاه‌های ابتدایی تلفن و تلگراف و رادیو و تلویزیون به اینترنت و اسمارت فون، که هیچ معنایی ندارد جز افزایش انفجاری قدرت رسانه‌های فردی و همگانی.

ایران یکی از کشورهایی است که هم از این مواهب برخوردار شده و هم از پیامدهای آن مصون نمانده است.
به عنوان موهبت، همه اینها را در خود جذب کرده، و به مثابه پیامد،  بدون آنکه توانسته باشد از توان و ابتکار جامعه برای هضم و پرورش آن استفاده‌ی مطلوب کند. این ناتوانی یک دلیل مهم دارد: سلطه‌ی بلامنازع یک رژیم مذهبی- سپاهی-بسیجی، مافیایی، تنگ‌نظر، انحصارطلب، واپسمانده، سودجو، سلطه‌جو، بلندپرواز، دشمن‌ساز، مرگ‌پرست، و ایران‌ستیز بر همه عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور.

ترفندهای چند سال گذشته‌ی رژیم برای اینکه با سوءاستفاده از احساسات میهن‌دوستانه ایرانیان، یک ناسیونالیسم مذهبی را نیز به اندیشه‌ی راهنمای خود سنجاق کند، تا کنون بی‌فایده مانده است.
در حالی که تکیه‌ی زمامداران نظام بر مذهب شیعه‌ی جعفری اثنی عشری، نه تنها از یک سو سبب گسست در میان مردم خود ایران و هم چنین تقویت ناسیونالیسم افراطی در بخشی از جامعه شده است، بلکه پیامدهای آن را که با دخالت آشکار سیاسی و نظامی در منطقه همراه بوده و هست، سالهاست به صورت افزایش گروه‌های تروریستی مورد پشتیبانی قدرت‌های بزرگ و رژیم‌های مختلف منطقه، از جمله خود جمهوری اسلامی، می‌بینیم.

از آن سو، در میان آن گروهی از ایرانیان که نگران از آینده‌ی نامعلوم، خواهان گذار از شرایط نابسامان و خطرناک کنونی هستند و به اشکال گوناگون، تلاش برای برپایی یک نظام مبتنی بر اصول دمکراسی و حقوق بشر را وظیفه‌ی خود اعلام کرده‌اند،
از چپ تا راست، از جمهوری‌خواه تا مشروطه‌طلب، هنوز آن هماهنگی و همگرایی لازم، حتا در بین خودی‌هایشان دیده نمی‌شود.

سرنوشت کشورهای منطقه که با جنگ و ترور و درگیری‌های فزاینده‌ی قومی و مذهبی درآمیخته، در کنار سوءاستفاده‌ی حکومت‌های استبدادی و فاسد منطقه و هم چنین قدرت‌های بزرگ سیاسی و اقتصادی، در تجهیز نظامی همه‌ی طرفین، هشیاری بیشتری از ایرانیان می‌طلبد.
به نظر من، هیچ راهی بدون یک اندیشه‌ی راهنمای مشخص نمی‌تواند به طور مطلوب به مقصد برسد. نخستین اصل چنین اندیشه‌ای این است که ما ایرانیان در شرایط کنونی که سرنوشت کشور به دست رژیم مذهبی حاکم رقم می‌خورد، خود را دشمن و یا حتا رقیب یکدیگر نبینیم و بدانیم با انکار یکدیگر هرگز به انکار استبداد نخواهیم رسید بلکه خود، به این یا آن شکل، به حاملان آن تبدیل خواهیم شد. برای عبور از این شرایط و بازسازی ایرانِ آینده، کشور به بیشترین نیروهایش و در بهترین حالت، به همه نیاز دارد.

از طرفداران دو نظام جمهوری و مشروطه تا نحله‌های سیاسی راست و چپ، از مردمان اقوام گوناگون تا پیروان مذاهب مختلف و همه ایرانیانی که هیچ اعتقادات دینی ندارند.
همان‌گونه که در این تنوع سیاسی و مذهبی و قومی دیده می‌شود، اصرار بر هر یک از اینان، فقط به تفرقه‌ی مزمنی دامن می‌زند که تا کنون مورد سوءاستفاده نظام مذهبی حاکم بر کشور قرار گرفته است. تنها یک رشته وجود دارد که می‌تواند همه‌ی این حلقه‌های پراکنده را به یکدیگر پیوند دهد: اعتقاد به یک نظام مبتنی بر اصول دموکراسی و حقوق بشر. همان گونه که دیده می‌شود، چه در «دموکراسی» و چه در «حقوق بشر» اصل نه صرفا بر قدرت و منافع، بلکه بر «حقوق» است: بر حقوق فردی، حقوق اجتماعی، حقوق ملّی، حقوق منطقه‌ای و حقوق بین‌الملل!

ناآگاه نگاه داشتن نسل‌های جوان ایران به ویژه از تاریخ معاصر کشور، تحریف سازمان‌یافته و هدفمند جنبش و انقلاب مشروطه و حتا رویدادهای انقلاب ۵۷، وظیفه مهمی را در بازآموزی جامعه در برابر احزاب و گروه‌های سیاسی قرار می‌دهد.
کم نیستند افرادی حتا از میان فعالان سیاسی و به اصطلاح روشنفکران که گمان می‌کنند مثلا حزب مشروطه‌ ایران به دنبال احیای «قانون اساسی مشروطه» است! قانونی که اگرچه برای یک سده‌ی پیش در محدود کردن قدرت سلطنت و روحانیت، مترقی به شمار می‌رفت، اما در همان زمان قاجار با تصویب «متمم قانون اساسی» از محتوا تهی شد و سپس با رشد جامعه‌ی ایران دیگر به کار پاسخگویی نیازهای سیاسی و اجتماعی کشور نمی‌آمد.

ایران نخستین کشوری بود که با جنبش مشروطه، نبرد دشوار و خونبار بین سنت و مدرنیته را در آغاز قرن بیستم تجربه کرد. اینک سالهاست این نبرد، کشورهای منطقه و مسلمان‌نشین را در بر گرفته و این در حالیست که اگر تقابل سنت و مدرنیته در کشورهای غربی، هیچ تجربه‌ای پیش رو نداشت، ما خوشبختانه از تجربه‌ی ملل دیگر و از تجربه‌ی غم‌انگیز سی و پنج ساله‌ی خودمان در دوران جمهوری اسلامی برخوردار هستیم. ما دیگر می‌دانیم نمی‌توان با ایدئولوژی‌های سیاسی و مذهبی بر کشورها حکومت کرد و در نهایت جز فروپاشی نتیجه‌ای گرفت. ما دیگر می‌دانیم، اگر مردمان کشوری خود، خویشتن را سازماندهی نکنند و برای زندگی در صلح و امنیت و دمکراسی تصمیم نگیرند، دیگران به صورت جنگ، مداخله‌، درگیری‌های داخلی، ترور و تروریسم، و انواع ترفندهای دیگر برای آنها تصمیم خواهند گرفت.

اگر کشورهای عربی، نظام مذهبی و جنبش ۸۸ ایران را در برابر چشم داشته و دارند، ما نیز «بهار عربی» و شکل‌ گرفتن حکومت‌های متزلزلی را پیش چشم داریم که به دلیل تفرقه‌های داخلی و ترفندهای خارجی، قادر به بهره‌گیری از بنیه‌ی همه‌ی مردمان خود نیستند.
ما همه اینها را می‌دانیم و به چشم می‌بینیم و مسئولیت ما بسی بیشتر خواهد بود اگر گمان کنیم، ایران تافته‌ی جدا بافته است، و از در افتادن به چنین شرایطی  مصون خواهد بود، آن هم در شرایطی که جمهوری اسلامی بیش از هر دوران برای ایران، دشمن تولید کرده است. راه و چاره‌ی پیشگیری از فجایع مشابه و غلبه بر گسست همه جانبه و تاریخ‌ستیزی به نام «جمهوری اسلامی»، همانا یک همبستگی ملّی فراگیر و یک همگرایی پایدار بر اساس به رسمیت شناختن حقوق متقابل یکدیگر و احترام به اختلاف‌هاست.

هیچ گروهی از ایرانیان به تنهایی قادر به هیچ تغییری در کشور نیست. آنهایی که امید به پشتیبانی کشورهای خارجی بسته‌اند، آنهایی که به پشتیبانی جمهوری اسلامی و یا نیروهایی از داخل نظام مذهبی امید بسته‌اند،
گسست‌ عمیق تاریخ معاصر را ترمیم نمی‌کنند، بلکه بر آن می‌افزایند و چرخه‌ی بازتولید استبداد و سرکوب را طولانی می‌کنند. اینان کسانی هستند که فقط به «کسب قدرت» می‌اندیشند و گمان می‌کنند «قدرت» معجزه می‌کند. اتفاقا کسب قدرت شاید ساده‌ترین بخش مسئله باشد. مهم نگاه داشتن قدرت است که تنها از دو طریق امکان دارد: یکی نیروی سرکوب، و دیگری نیروی مردم! با طریق نخست که موقتی و ناپایدار است به اندازه کافی آشنا هستیم. برای داشتن نیروی مردم اما، باید حقوق آنها را به طور پایدار تأمین و تضمین کرد و این نه امری مربوط به آینده است. تنظیم مناسبات حقوقی، پیش از کسب قدرت و از خود ما آغاز می‌شود، از مناسبات ما با دیگران، نه از انکار و حذف همدیگر،  و نه از شعار و وعده و وعید، بلکه از برنامه‌‌های عملی که به مردم ارائه می‌شود.

به نظر من فرا رویاندن مباحث و گفتمان سیاسی در جامعه‌ی ایران از مفاهیمی مانند «قدرت» و «اقتدار» و «منافع» به عرصه‌ی «حقوق»، درکی نوین را در رفتار و گفتار سیاسی مدعیان سیاست و آینده‌ی ایران ارائه می‌دهد.
این درک، هر آلترناتیو سیاسی را نه بر اساس توان و اراده‌ی آن جهت کسب قدرت، بلکه هم‌چنین بر مبنای سیاستی که برای تأمین و تضمین حقوق فرد و جامعه ارائه می‌دهد، ارزیابی می‌کند. این درک،  یک گام تاریخی پیش‌تر از انقلاب مشروطه و ده‌ها گام پیشروتر از انقلاب ۵۷ است که در آن، تنها آلترناتیو سیاسی موجود بر گُرده‌ی «همه با هم» سوار شد تا همه را با هم از دم تیغ بگذراند.

گفتمان حقوقی است که می‌تواند مناسبات «قدرت» و «منافع» را در فضای همزیستی و صلح‌آمیز نه تنها در یک گروه و در یک جامعه، بلکه بین گروه‌ها و بین جوامع تنظیم کند.
از همین رو فکر می‌کنم در شرایط کنونی نیز گروه‌های مختلف ایرانی که مدعی دمکراسی و حقوق بشر هستند، آنهایی که مدعی مشارکت در تلاش برای عبور از شرایط کنونی و فراخوان برای ترمیم خرابی‌ها و ساختن ایران آینده هستند، باید این گفتمان حقوقی را از خود، از ساختار تشکیلاتی خود تا مناسبات خود با گروه‌های دیگر آغاز کنند. تنظیم مناسبات حقوقی مبتنی بر آزادی و عدالت، چه درون تشکیلات حزبی و چه در جامعه، ترس و هراس افراد و گروه‌ها را از یکدیگر از میان می‌برد، فرصت‌طلبی را منکوب می‌کند، و اعتماد از دست رفته را باز می‌آفریند.

این درک حقوقی، قدرت و قدرتمندان را حامل مسئولیت و پاسخگویی معرفی می‌کند
. هر که «بالاتر» و قدرتمندتر، بار مسئولیت‌ و پاسخگویی‌اش بیشتر. حال آنکه به ویژه در شرایط کنونی ایران، قدرت یعنی برخورداری از ثروت و مکنت و شهرت و جاه و مقام، بدون هرگونه مسئولیت و پاسخگویی! از همین رو بسیاری تمام تلاش‌شان این است که از هر راهی که شده از دامان قدرت آویزان شوند تا بدون آنکه فعالیتی کنند، به نان و نوایی برسند و به کسی هم پاسخگو نباشند.

اگر قدرت چیزی جز پذیرش مسئولیت بیشتر و پاسخگویی در برابر مخاطبان نباشد، دیگر وحشت «پایین» از «بالا» چه در گروه‌ها و احزاب و چه در جامعه معنایی ندارد.
لازم نیست اعضای یک حزب از رهبران دوره‌ای آن خُرده بُرده داشته باشند، لازم نیست طرفداران جمهوری و پادشاهی، راست و چپ، مذهبی و غیرمذهبی و بی‌دین، اقوام مختلف و پیروان ادیان گوناگون از یکدیگر وحشتی داشته باشند، هنگامی که مناسبات آنها را ضوابط حقوقی‌ای تعیین می‌کند که ضامن رعایت اصول دمکراسی و حقوق بشر بین آنهاست.

درک این حقیقت اما مستلزم آن است که همه اینان از انکار یکدیگر و از دشمن یا رقیب پنداشتن همدیگر دست بردارند.
ما در شرایط ناآگاهی و نادانی سال ۵۷ نیستیم. اگر کشورهای عربی و مردم ترکیه می‌توانند از تجربه سیاه ما درس بیاموزند و با هشیاری در برابر اسلام‌گرایی و هم چنین هر گرایش دیگری که ممکن است آنها را به چاهی مشابه دراندازد، چرا ما خود از تجربه‌ی خویشتن نیاموزیم؟! ما می‌توانیم با تکیه بر گفتمان حقوقی، حقوق مدرن، حرفی فراتر از جنبش مشروطه بزنیم، و ده‌ها گام فراتر از انقلاب ۵۷ برداریم و پیروزی کینه‌توزانه‌‌‌ی مشروعه بر مشروطه را به پیروزی قطعی آرمان‌های مشروطه تبدیل کنیم.

جمهوری اسلامی را نیروی سرکوب، پول بادآورده، تطمیع، باج، عده‌ای سرسپرده و فرصت‌طلب، و ترس بخشی از جامعه و توهم بخشی دیگر که همه‌ی اینها به یک بی‌تفاوتی گسترده دامن زده،
بر سر کار نگاه داشته است. ما اما فقط دگراندیشان حکومت‌ نیستیم، بلکه دگراندیش یکدیگر نیز هستیم. هر گاه ما به عنوان مدافعان یکی از دو نظام جمهوری یا پادشاهی، به عنوان راست یا چپ، به عنوان مذهبی یا غیرمذهبی، و عضو و پیرو این قوم و آن دین توانستیم دریابیم که ایران، یعنی همه‌ی ما، و هیچ کدام از ما نمی‌توانیم دیگری را به دلیل اینکه «دیگری‌» است، انکار و حذف کنیم، آنگاه می‌توانیم امیدوارم باشیم که با دستیابی به یک نظام حقوقی، چرخه استبداد در ایران دست کم در این دوره از تاریخ خود، بسته خواهد شد.

تنها در این صورت است که می‌توان کشور را در یک وضعیت ثبات و امنیت و همزیستی و آزادی پایدار و رفاه نسبی نگاه داشت و از این راه به صلح منطقه و جهان نیز یاری رساند.
اگر گروه‌ها و احزاب سیاسی ایران این مسئولیت خطیر را هنوز درک نکرده باشند، از صد سال تلاش و مبارزه برای «آزادی و تجدد» که امروز به فجیع‌ترین شکل ممکن در منطقه نیز جریان دارد، چیزی نیاموخته‌اند.

حرف و درک و آموخته و تجربه‌ی من به عنوان یک انسان، یک زن، یک خاورمیانه‌ای، یک ایرانی، چیزی نیست جز اینکه باید از تفرقه به تشکل، از فرد و کیش شخصیت به برنامه و هدف، از پراکندگی به همبستگی، و از واگرایی مُزمن و مرگبار به همگرایی بالنده و پایدار فرا رویید.
با سپاس از حوصله‌ی شما.

[شنبه ۳۰ اوت ۲۰۱۴؛ هامبورگ؛ دهمین کنگره حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات)؛ بیستمین سالگرد تأسیس حزب مشروطه ایران]


این گزارشها در حال تکمیل شدن است
خبر گزاری مردانی نیوز
بیشتر بخوانید مطالب مرتبط در این ضمیمه از


الاهه بقراط " حرف و هدف، هنوز همان حرف و هدفِ جنبش مشروطه است!


http://mardaninews.de/the-news/69-1389-01-09-22-32-19/20671----q-----------.html


 
الاهه بقراط " حرف و هدف، هنوز همان حرف و هدفِ جنبش مشروطه است! مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Mardani   
سه شنبه ، 11 شهریور 1393 ، 13:50

"خوشا به روز وروزگار بشریت که کورش دارد"

آری، ديو، چه بخواهد چه نخواهد  به دست فرهنگ ما به  شيشه ی استوره ای اش بازخواهد گشت
و ديدن آن لحظه برای هر کس که به فرهنگ خردمدار و زيبای ايرانی مان باور دارد
سخت ساده و شکوهمند است.


اتحاد ملّی بدون خودآگاهی ملّی ممکن نیست

یاد و راه همهی جانبخشانِ میهن، گرامی و جاودان باد


به ياد قيام
23 خرداد 1388،
آغاز جنبش سبز
جوانان ايران
عليه حکومت خون آشام اسلامی،
و به ياد
برجسته ترين
نماد سکولار آن:
ندا آقا سلطان

چراغ سیمین ایران هرگز خاموش نمی شود

برنامه اتمی تهران نبايد جلوی اقدام بين المللی عليه نقض حقوق بشر را بگيرد

***

آموزگاران ما را آزاد کنید! کارگران ما را آزاد کنید!
دانشجویان ما را آزاد کنید! فعالان جنبش زنان را آزاد کنید!
همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزاد کنید!
چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات وُ من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات، و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
شادروان " سیمین بهبهانی

"یک باغ پر از گل برای عاشقان ایران
طرح ار

Anne Yin Dee

الاهه بقراط"

خبرگراری مردانی نیوز : مقاله هفته خانم الهه بقراط"  نویسنده و تحلیگر

سه شنبه, 11 شهریور 1393

جوانهء سبز

صد و هشتمین سالگرد انقلاب مشروطیت بر ملت بزرگ ایران خجسته باد

تابلوی زیبای رنگ و روغن، یادگار فتح تهران در تیرماه سال ۱۲۸۸ خورشیدی

حرف و هدف، هنوز همان حرف و هدفِ جنبش مشروطه است!

به مناقشات مذهبی و قومی، تنها زمانی می توان پایان داد که قدرت، در برابر ادیان و اقوام خنثی باشد، و راه ادیان را بر دخالت در آن، با قاطعیت ببندد، و راه اقوام را برای مشارکت در آن، بگشاید. چنین کاری نیز فقط از حکومتی که دین و دولت در آن جدا و متکی بر اصول دمکراسی و حقوق بشر باشد، بر می آید. نمی‌توان پیروان دینی را، یا مردمان قومی را، با ساختن کشورهای جدید بر پیروان و مردمان ادیان و اقوام دیگر حاکم کرد و انتظار ثبات و صلح و امنیت و آزادی داشت!


*****

الاهه بقراط/ دومین کنگره سکولاردمکرات ها/ بوخوم/ اوت 2014من به عنوان روزنامه‌نگار که واسطه بین قدرت، چه قدرت حاکم و چه قدرت اپوزیسیون، با جامعه است، و به عنوان چشم و گوش مردم، در این کنگره شرکت کرده‌ام.

شاید جالب و یا حتا ضروری باشد که آگاه باشیم، ما سال‌هاست اندیشه و سخنِ تازه‌ای مطرح نمی‌کنیم! آنچه بیش از صد سال پیش در جنبش و انقلاب مشروطه، زیر عنوان کوتاه و گویای «آزادی و تجدد» مطرح شد، هنوز برای ما، برای جامعه‌ی ما، اندیشه و سخنی تازه است که همچنان تحقق نیافته و به فرجام نرسیده است.

تجربه‌ی پیروزیِ انتقام‌جویانه‌ی «مشروعه» بر «مشروطه» در سال ۱۳۵۷، نه به جهت تحمیلِ یک ساختار صرفا سیاسی، بلکه مهم‌تر از آن، به دلیل سلطه‌ی تفکراتِ ارتجاعی‌ترین نیروهای جامعه‌ی ایران، این امکان  بی‌همتا را در اختیار ما نهاد تا بار دیگر به آنچه باز گردیم که صد سال پیش به واقع نو بود، و دریابیم که تا زمانی که نبرد بین سنت و مدرنیته، استبداد و آزادی، حکومت دینی و حکومت سکولار، دولت شرعی و دولت حقوقی، حاکمیت گروهی و حاکمیت ملّی، نه تنها در ایران، بلکه در منطقه‌‌ای که ایران در آن قرار دارد، به سود قطعیِ مدرنیته به سرانجام نرسیده باشد، همچنان نو و در دستور کار خواهد بود.

در اینجا مایلم نکاتی را مطرح کنم تا پلی فراتر از سکولار دمکراسی و ضرورت یک «آلترناتیو سیاسی» به شرایطِ کنونیِ ایران بزنم.


دمکراسی بدون سکولاریسم، معنایی جز تحریف و سفسطه ندارد.
در هیچ جای جهان و در هیچ دوره‌ای نمی‌توان ادعای دمکراسی به معنای حکومت دوره‌ای و متغیر اکثریت با رعایت حقوق اقلیت داشت، و در آن، دین از دولت، به شکل سکولاریسم، و یا لائیسیته، جدا نباشد.

تأکید بر سکولاریسم، در شرایط مشخص جامعه‌ی ایران، به دلیل سلطه‌ی حکومت مذهبی و هم چنین نحله‌های سیاسی، است که بر این پندارند که گویا می‌توان حکومتِ دینی داشت و نه آن دین را در چهارچوب دمکراسی، بلکه دمکراسی را در  چهارچوبِ آن دین، پیاده نمود. اصطلاح متناقضِ دمکراسی دینی، زاییده‌ی شرایط و فرهنگ مذهبیِ حاکم، و این نوع نحله‌های سیاسی است که در عمل نیز آن را به انتخاباتِ فرمایشی بین «خودی‌ها» محدود می‌کنند. انتخابات اما نه خود دمکراسی بلکه فقط یکی از ابزار تحقق آن است که همواره مورد سوءاستفاده‌ی حکومت‌های استبدادی، انحصارطلب و توتالیتر نیز قرار گرفته و می‌گیرد.

در این عرصه نیز، با توجه به بدآموزی‌ها و تحریف‌های جمهوری اسلامی و اعوان و انصارش، کار عظیمِ بازسازی و «اعاده‌ی حیثیت» از برخی مفاهیم و واژه‌ها، در برابرِ روشنفکران و روشنگرانِ دمکرات قرار دارد.

هدفِ نهایی اما، امنیت، صلح، آزادی و رفاهِ نسبی ساکنان کشوری به نام ایران است که بدون تأمینِ همه‌ی اینها در کشورهای منطقه، همواره متزلزل و بی‌ثبات خواهد بود.

این هدف، بدون اراده‌ی ملّی برای یک همبستگیِ ملّیِ فراگیر و یک همگراییِ پایدار، بین نیروهایی که این اهداف را دنبال می‌کنند، به دست نمی‌آید
.

ولی برای رسیدن به همبستگیِ ملّی در جامعه، و همگرایی مسئولانه بین نیروهای سیاسیِ مدافعِ دمکراسی و حقوق بشر، لازم است که ایرانیان و نیروهای سیاسی، در یکدیگر به دیده‌ی دشمن یا رقیب نگاه نکنند بلکه خود را همراهان و هموطنانی ببینند که با همه‌ی تنوع و گوناگونی در فکر و رفتار و شیوه‌هایی که پیشنهاد می‌کنند، به دنبالِ یک هدف مشترک هستند. هدفی که با حذف، انکار و یا نادیده گرفتنِ بخشی از جامعه، و یا دیگر نیروهای مدعیِ همین هدف، تأمین نخواهد شد.

هر ادعایی، درباره مسائل مهم سیاسی روز، از آلترناتیو سیاسی تا منافعِ ملی و توسعه‌ی پایدار، تنها زمانی تأثیر و پیامدِ عملی خواهد داشت که بر بنیادهای سیاسی و حقوقیِ مدرن بنا شده باشد. حقوق و سیاستی که در آن تعلق‌های دینی، نژادی، قومی، جنسیتی و طبقاتی هیچ برتری و امتیازی، برای هیچ فرد و گروهی، به همراه نمی‌آورد.

اگر دمکرات‌ها بتوانند، این درک را، در جامعه‌ی سیاسی ایران تقویت کنند، می‌توان امیدوار بود که ایرانیان، با بهره‌گیری از تجربه‌ی دیگران، حرف و سیاستی تازه‌تر از دمکراسی‌ها و یا شبه‌دمکراسی‌های غیرغربی مانند ترکیه و هند، به ویژه برای کشورهای مسلمان‌نشین، داشته باشند.
کشورهایی که در نبرد تاریخی، بین سنت و مدرنیته، مرحله‌ی دردناک و خونباری را پشت سر می‌گذارند: دمکراسی، دیگر، فقط ابزارِ حکومت اکثریت، حتا با رعایت حقوق اقلیت نیست، بلکه  ابزار تأمین حقوق و مشارکت مردم، همه‌ی مردم، است. برای تأمین این حقوق باید دمکرات و طبیعتا باید سکولار بود. نکته تازه در اینجاست: مسئله و هدف، فقط قدرت نیست بلکه قدرت، ابزارِ تأمین حقوق و مشارکت مردم باید باشد!

در شرایطی که منطقه، و کشورهای مسلمان‌نشین با انواع و اقسام افراطی‌گری مذهبی و قومی، دست و پنجه نرم می‌کنند، باید سیاستی را ارائه کرد که دربرگیرنده‌ی حقوق مردمانِ ساکن این مناطق باشد. این حقوق، با تقسیم و تجزیه‌ی کشورها و سپردنِ حکومت آنها به شیعه و سنی و کرد و بلوچ و ترک و عرب و… تأمین نمی‌شود چرا که در تمام این مناطق نیز همواره اقلیت‌هایی وجود خواهند داشت که باید حقوق‌شان رعایت شود! پس موضوع بر سر انسان و حقوق اوست. بر سر حقوقِ انسانی و شهروندیِ پیروان ادیان مختلف و مردمانِ اقوام گوناگون است.

نمی‌توان پیروان دینی را، یا مردمان قومی را، با ساختن کشورهای جدید بر پیروان و مردمان ادیان و اقوام دیگر حاکم کرد و انتظار ثبات و صلح و امنیت و آزادی داشت! این، راه و کاری نو نیست! بلکه قبلا در همین منطقه‌ای که عراق و لبنان و اردن و سوریه و عربستان سعودی و فلسطین و اسراییل قرار دارند، انجام شده و نتیجه‌اش را می‌بینیم!

به مناقشات مذهبی و قومی، تنها زمانی می توان پایان داد که قدرت، در برابر ادیان و اقوام خنثی باشد، و راه ادیان را بر دخالت در آن، با قاطعیت ببندد، و راه اقوام را برای مشارکت در آن، بگشاید
. چنین کاری نیز فقط از حکومتی که دین و دولت در آن جدا و متکی بر اصول دمکراسی و حقوق بشر باشد، بر می آید. ساختارِ سیاسیِ دمکراتیک و دولتِ حقوقی متکی بر حقوق بشر است که به افراد و دستجات اجازه نمی دهد عقایدِ مذهبی، قبیله‌ای و قومی خود را در مقام و مسئولیتی که دارند دخالت بدهند.

گذشت بیش از صد سال از انقلاب مشروطه برای آزادی و تجدد، و سی و پنج سال تجربه‌ای درست برعکس آزادی و تجدد، در تاریخ یک کشور، جز چشم به هم زدنی نیست، اگرچه، عمرِ ما بر سر آن رفت، و می‌رود. با این همه اگر به این دستاورد فکری رسیده باشیم که همه‌ی مسئله، نه فقط بر سر قدرت و منافع بلکه بر سر حقوق است، و در همه عرصه‌ها، حقوق شهروندی و ملّی باید تنظیم‌کننده مناسبات قدرت و منافع باشد و نه برعکس، گامی بزرگ و فراتر از صد سال پیش برداشته‌ایم چرا که هر اندازه «قدرت» و «منافع» می‌توانند لگام‌گسیخته باشند و در تقابل با قدرت و منافع دیگران قرار بگیرند، به همان اندازه، «حقوق» مهارکننده‌ی قدرت و منافع است و این تقابل را می‌کاهد و یا حتا مانع می‌شود. ایرانیان همواره و همچنان تاوان «قدرت» و «منافع»‌ای را  را پرداخته‌ و می‌پردازند، که حق و حقوق فردی و ملّی خود آنان را به رسمیت نمی‌شناسد و زیر پا می‌نهد!

در صورت رسیدن به این دستاورد فکری است که می‌توان با خیال آسوده لم داد و اندیشید که نبردی سخت بود، نابرابر بود، اما بی‌فایده نبود! می‌ارزید، عمر بر سر آن گذاشت، چرا که به نقطه‌ای رسیدیم که می‌توانیم حرفی تازه‌ بزنیم، تازه‌تر از آزادی و تجدد: ما اندیشه و آرمانِ آزادی و تجدد و «اقتدار» و «منافع» در چهارچوبِ ایران را به اندیشه‌ی حقوقِ دمکراتیک، در سیاست داخلی و منطقه‌ای فرا رویاندیم و بر اساسِ این درک از سیاست، می‌توانیم نهالِ یک همبستگی ملّی و فراگیر را در میان ایرانیان، و یک همگرایی پایدار را بین نیروهای سیاسی کشور، به نام حقوق و حاکمیت ملی ایران آبیاری کنیم.

(دومین کنگره سالانه سکولاردمکرات‌ها/۹ و ۱۰ اوت ۲۰۱۴/ بوخوم/آلمان)

این گزارشها در حال تکمیل شدن است
خبر گزاری مردانی نیوز
بیشتر بخوانید مطالب مرتبط در این ضمیمه از


الاهه بقراط "برگردان" الاهه بقراط " داعش از آسمان نازل نشده! (هانس کریستف بوخ / فرانکفورتر آلگماینه)


http://mardaninews.de/the-news/69-1389-01-09-22-32-19/20670--qq-q-.html


دکتر اسماعیل نوری اعلا": آنچه در کنگرهء سکولار دموکرات های ايران گذشت " حاشيه های دلشکن يک کنگره" بخش دوم "


http://mardaninews.de/the-news/69-1389-01-09-22-32-19/20579--q-q-q-q-.html

آخرین بروز رسانی مطلب در سه شنبه ، 11 شهریور 1393 ، 14:10
 
الاهه بقراط "برگردان" الاهه بقراط " داعش از آسمان نازل نشده! (هانس کریستف بوخ / فرانکفورتر آلگماینه) مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Mardani   
سه شنبه ، 11 شهریور 1393 ، 13:33

"خوشا به روز وروزگار بشریت که کورش دارد"

آری، ديو، چه بخواهد چه نخواهد  به دست فرهنگ ما به  شيشه ی استوره ای اش بازخواهد گشت
و ديدن آن لحظه برای هر کس که به فرهنگ خردمدار و زيبای ايرانی مان باور دارد
سخت ساده و شکوهمند است.


اتحاد ملّی بدون خودآگاهی ملّی ممکن نیست

یاد و راه همهی جانبخشانِ میهن، گرامی و جاودان باد


به ياد قيام
23 خرداد 1388،
آغاز جنبش سبز
جوانان ايران
عليه حکومت خون آشام اسلامی،
و به ياد
برجسته ترين
نماد سکولار آن:
ندا آقا سلطان

چراغ سیمین ایران هرگز خاموش نمی شود

برنامه اتمی تهران نبايد جلوی اقدام بين المللی عليه نقض حقوق بشر را بگيرد

***

آموزگاران ما را آزاد کنید! کارگران ما را آزاد کنید!
دانشجویان ما را آزاد کنید! فعالان جنبش زنان را آزاد کنید!
همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزاد کنید!
چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات وُ من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات، و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
شادروان " سیمین بهبهانی

"یک باغ پر از گل برای عاشقان ایران
طرح ار

Anne Yin Dee

الاهه بقراط"

خبرگراری مردانی نیوز : مقاله هفته خانم الهه بقراط"  نویسنده و تحلیگر

سه شنبه, 11 شهریور 1393

سرطانی به نام حکومت آخوندی در خاورمیانه...
کاریکاتور از سوریه.

***

AP/Raqqa Media Center
Auch in anderen syrischen Orten jubelten IS-Kämpfer und -Anhänger. Dieses Foto stammt aus Rakka, Hauptstadt der gleichnamigen Provinz, in der auch der nun eingenommene Militärflughafen lieg

داعش از آسمان نازل نشده! (هانس کریستف بوخ / فرانکفورتر آلگماینه)

جنگ، پدر همه چیز نیست. با این همه، این تصور که هر درگیری سیاسی و نظامی را می‌توان با پول و حسن نیت حل کرد، امروز به طور قطع به گذشته تعلق دارد. آنچه در جهان روی می‌دهد، اگر چه بدبینانه است، اما بازگشت به حالت عادی است: صلح و هماهنگی زاییده‌ی طبیعت نیستند بلکه قربانیان هرج و مرج برای به دست آوردن و حفظ آنها باید مبارزه کنند. این را یونانیان باستان نیز می‌دانستند که هرج و مرج بسی کهن‌تر از نظم است و می‌تواند همه تلاش‌های بشری را به نابودی بکشاند.


*****

خبررسانی درباره پیشروی «داعش/ دولت اسلامی عراق و شامات» یا «دا/ دولت اسلامی»، آن طور که این میلیشیای ترور خود را می‌نامد
، این احساس کُشنده را بیدار می‌کند که گویی یک فاجعه‌ی طبیعی مانند سیل و زلزله از آسمان بر خاورمیانه نازل شده است: گردبادی پیش‌بینی ناپذیر که بر فراز اقیانوس تنوره می‌کشد و هر چیزی را که بر سر راه قدرت خشمگین و کور آن قرار دارد، در هم می‌شکند.

این احساس اما چندان صادق نیست چرا که «دولت اسلامی» زاییده‌ی ورشکستگی فراگیر جنگ عراق و جنگ داخلی سوریه است:
«دولت اسلامی» تسلیحات و جنگجویانش را از آنجا تأمین کرده و افراطیون را در اروپا سربازگیری می‌کند. افراد سرخورده‌ای که مأیوس از وعده و وعید بهار عربی و خشمگین از شیوه عملیات اسراییل در غزه، به اسلامیسم می‌پیوندند و خود را گوشت دم توپ می‌کنند. پول و انگیزه‌های ایدئولوژیک «دولت اسلامی» اما از عربستان سعودی و قطر که هم‌پیمانان غرب هستند می‌آید.

حافظه‌ی رسانه‌ها کوتاه است چرا که به نظر می‌رسد همه اینها را یک بار دیگر نیز تجربه کرده باشیم:
نخستین موج جهاد همانا مجاهدین [افغانستان] بودند که با کمک آمریکایی‌ها ارتش اتحاد شوروی را از آن کشور بیرون راندند.

دومین موج جهاد، طالبان بودند که در مدارس دینی پاکستان آموزش دیده و پیروزی آنها بر این متکی بود که جنگ‌‌های پر از خسارت و تلفات افغانستان، درست مانند عراق امروز، بازندگانی بر جای نهاده بود که دیگر روحیه‌ی خود را از دست داده بودند.

سومین موج جهاد، اسامه بن لادن و القاعده‌اش بود که میلیشیای «دولت اسلامی» دست پروردگان آن هستند
.

«دایره‌ی مینا، باردار از هیولاها، آرمیده است» این را گوته پس از سقوط ناپلئون و در زمانی نوشت که کنگره وین تلاش می‌کرد اروپا را از نو سر و سامان دهد. آن زمان نیز مانند امروز، مورخان انتظار داشتند پس از جنگ‌هایی سراسر تلفات، مدتی صلح برقرار شود و یا دست کم آتش‌بس اعلام گردد
. اما برآوردن این انتظار، همان گونه که نمونه‌ی غزه نشان می‌دهد، یک امر بدیهی نیست. یک نگاه به گذشته در عصر جنگ‌های صلیبی نشان می‌دهد که حتا آن زمان نیز هیچ پیروزمندی وجود نداشت بلکه همه بازنده بودند، هم مسیحیان، هم یهودیان و هم مسلمانان: به جای اینکه سرزمین مقدس دوباره فتح شود، مسیحیت شهر قسطنطنیه [کنستانتین/استانبول]، آخرین سنگر علیه گسترش اسلام را که تازه در برابر دروازه‌های وین از حرکت باز ایستاد، از دست داد.

هرج و مرج کهن‌تر از نظم است


این همه به ما چه می‌آموزد؟ اینکه جنگ، پدر همه چیز نیست*.
با این همه، این تصور که هر درگیری سیاسی و نظامی را می‌توان با پول و حسن نیت حل کرد، امروز همان گونه به طور قطع به گذشته تعلق دارد که این توهم که جنگ، اگر اتفاق بیفتد، فقط در سرزمین‌های دور است و تأثیری بر ثبات و رفاه کشورهای غربی ندارد. در حقیقت، در جنگ سرد بود که دو ابرقدرت در جبهه‌های یخ‌زده‌ی درگیری‌های خود، متقابلا با موشک‌های اتمی برای یکدیگر شاخ و شانه می‌کشیدند. درست همان گونه که جنگ دوم جهانی، ادامه‌ی جنگ اول بود و دامنه‌ی تخریب‌اش فراتر از آن می‌رفت.

آیا درست است که همان گونه که وزیر امور خارجه آلمان [فرانک والتر اشتاین مایر] اخیرا اعلام کرد، مهار جهان از دست خارج شده است؟ یا اینکه همیشه این جور بوده است و اینک فقط رنگ و لعابی که شکاف و تَرَک آن را از چشم پنهان می‌داشت، پاک شده است؟


تا حدی، هر اندازه هم که بدبینانه به نظر آید، می‌توان گفت این همه بازگشت به حالت عادی است: صلح و هماهنگی زاییده‌ی طبیعت نیستند بلکه قربانیان هرج و مرج برای به دست آوردن و حفظ آنها باید مبارزه کنند. این را یونانیان باستان نیز می‌دانستند که هرج و مرج بسی کهن‌تر از نظم است و می‌تواند همه تلاش‌های بشری را به نابودی بکشاند*.

*هانس کریستف بوخ، متولد ۱۹۴۴، نویسنده آلمانی مرتب به مناطق بحرانی و جنگی سفر می‌کند و کتاب و گزارش‌های بسیاری درباره این مناطق منتشر کرده است
.

*توضیح مترجم: هر دو جمله علامت‌گذاری شده (*) اشاره است به این سخن معروف هراکلیتوس، فیسلوف یونان باستان پیش از سقراط، که به «فیلسوف تاریک» مشهور بود: «جنگ پدر همه چیز، و سلطان همه چیز است. جنگ است که یکی را به خدا و دیگری را به انسان، یکی را به برده و دیگری را به فرد آزاد  تبدیل می‌کند.»

http://www.faz.net/aktuell/feuilleton/debatten/is-vormarsch-das-kommt-ja-nicht-aus-heiterem-himmel-13116572.html
این گزارشها در حال تکمیل شدن است
خبر گزاری مردانی نیوز
بیشتر بخوانید مطالب مرتبط در این ضمیمه از

الاهه بقراط "برگردان" الاهه بقراط " خطرِ اسلام؟ (راینر هرمان / فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ)


http://mardaninews.de/the-news/69-1389-01-09-22-32-19/20669----qq---q--------.html

آخرین بروز رسانی مطلب در سه شنبه ، 11 شهریور 1393 ، 13:50
 
الاهه بقراط "برگردان" الاهه بقراط " خطرِ اسلام؟ (راینر هرمان / فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ) مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Mardani   
سه شنبه ، 11 شهریور 1393 ، 13:15

"خوشا به روز وروزگار بشریت که کورش دارد"

آری، ديو، چه بخواهد چه نخواهد  به دست فرهنگ ما به  شيشه ی استوره ای اش بازخواهد گشت
و ديدن آن لحظه برای هر کس که به فرهنگ خردمدار و زيبای ايرانی مان باور دارد
سخت ساده و شکوهمند است.


اتحاد ملّی بدون خودآگاهی ملّی ممکن نیست

یاد و راه همهی جانبخشانِ میهن، گرامی و جاودان باد


به ياد قيام
23 خرداد 1388،
آغاز جنبش سبز
جوانان ايران
عليه حکومت خون آشام اسلامی،
و به ياد
برجسته ترين
نماد سکولار آن:
ندا آقا سلطان

چراغ سیمین ایران هرگز خاموش نمی شود

برنامه اتمی تهران نبايد جلوی اقدام بين المللی عليه نقض حقوق بشر را بگيرد

***

آموزگاران ما را آزاد کنید! کارگران ما را آزاد کنید!
دانشجویان ما را آزاد کنید! فعالان جنبش زنان را آزاد کنید!
همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزاد کنید!
چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات وُ من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات، و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
شادروان " سیمین بهبهانی

"یک باغ پر از گل برای عاشقان ایران
طرح ار

Anne Yin Dee

الاهه بقراط"

خبرگراری مردانی نیوز : مقاله هفته خانم الهه بقراط"  نویسنده و تحلیگر

سه شنبه, 11 شهریور 1393

سرطانی به نام حکومت آخوندی در خاورمیانه...
کاریکاتور از سوریه.

***


AP
Angst und Schrecken: Militante Islamisten auf einem Pick-up-Truck.

DER SPIEGEL
Gebiete unter IS-Kontrolle in Syrien und im Irak (Stand: 14. August): US-Einsatz verlief erfolglos

خطرِ اسلام؟ (راینر هرمان / فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ)

تنوع گفتمان‌ها در تعبیر و تفسیر قرآن و چندمعنایی که حافظ بر آن تسلط داشت، سبب رنجش و خشم نمی‌شد بلکه جزو بدیهیات زندگی روزانه به شمار می‌رفت. مسلمانان این چندمعنایی را نخست در روند مدرنیزه شدن خود نابود کردند چرا که در چالش روزانه با غربی که برتر از آنها بود، این نیاز به وجود آمد که می‌بایست حقیقت قوی‌تری به میدان آورده شود.

*****

هر بار که درگیری و جنگ در کشورهای مسلمان‌نشین شدت می‌گیرد، رسانه‌های غربی نیز به انواع و اقسام روشنگری و تحلیل و نظر می‌پردازند. هر کسی بر اساس جایگاهی که به جهان می‌نگرد، می‌تواند با آنها موافق باشد یا نباشد. به نظر من اما آنچه به خوبی احساس می‌شود، درک سطحی است که سیاست و رسانه‌ها در غرب، با وجود اطلاعات گسترده تاریخی و معاصر، نسبت به جوامع مسلمان‌نشین به ویژه در خاورمیانه و آفریقا و هم چنین درباره «اسلام» نه به عنوان دین بلکه به مثابه یک ابزار مؤثر سیاسی دارند.


هیچ دینی را نمی‌توان لیبرالیزه یا دموکراتیزه کرد چرا که دیگر دین نخواهد بود. اما پیروان یک دین همواره و همه جا ظرفیت آزاده بودن (در سده‌های گذشته) و لیبرال و دمکرات شدن (در جهان امروز) را دارند. به نظر من، هرگاه درک شود که مشکل نه لیبرالیزه کردن اسلام با صدها فرقه‌ای که دارد، بلکه لیبرالیزه شدن مسلمانان از همه این فرقه‌هاست، آنگاه نیمی از مسئله حل شده است!

در زیر یکی از این تحلیل‌ها را می‌خوانید که توجه‌اش به اسلام و فرقه‌هایش بیش از مسلمانان است اگرچه خود در همان آغاز تأکید می‌کند که مسئله بر سر مسلمانانی است که از اسلام پیروی می‌کنند.(مترجم)


*****

تا همین ۲۵ سال پیش، اسلام‌شناس فرانسوی ماکسیم رودینسون می‌توانست کتابی بنویسد زیر عنوان «جذبه‌ی اسلام». از آن هنگام به بعد اما این اسلام به یک خطر تبدیل شده است.
در هیچ جای جهان به اندازه‌ی منطقه‌‌ی شمال آفریقا تا هندوکش، این همه جنگ در جریان نیست. کشورهای این منطقه یک نقطه اشتراک دارند: همه‌شان کشورهای مسلمان‌نشین هستند. هم‌چنین گروه تروریستی بوکوحرام و حکومت‌های اسلامی و طالبان نیز یک نقطه مشترک دارند: همه‌ی آنها به اسلام استناد می‌کنند. و در هفته‌های گذشته تظاهرکنندگان طرفدار فلسطین در خیابان‌های شهرهای اروپایی جلب نظر می‌کردند که شعارهای ضد یهودی سر می‌دادند.

گفته می‌شود که اسلام همراه با خشونت است و با مدرنیته سازگاری ندارد. دلایل چندی نیز برای این نظر وجود دارد، اما برای صدور حکم کافی نیست:
مسئله نه بر سر اسلام بلکه بر سر پیروانی است که آن را پیاده می‌کنند. ادیان جهانی مانند مسیحیت و اسلام اتفاقا به این دلیل توانستند این همه دوام بیاورند که انعطاف دارند و این فضا را در اختیار پیروان خود می‌نهند که مرتب خود را با پدیده‌های نوین وفق بدهند. اسلام نیز اجازه خیلی کارها را می‌دهد چرا که یک سوره در قرآن یک چیز می‌گوید و سوره‌ای دیگر مخالف آن را.

در هر عصری در جهان اسلام گروه‌های تروریستی وجود داشتند. در قرن دوازدهم میلادی فرقه اسماعیلیه (حشاشین) بود که امروز القاعده و گروه‌های مشابه اخلاف آن به شمار می‌روند. آنها خطرناک بوده و هستند اما هیچ جنبش توده‌ای بر اساس آنها شکل نگرفت، بلکه برعکس. اعراب مسلمان در قرن هفتم کشورهای ناحیه مدیترانه را به این دلیل تقریبا بدون جنگ غصب کردند که مسیحیان خاور در آنجا در مقابله با فشارهای حکومت کلیسایی بیزانس اعراب را منجی خود می‌شمردند.

دقیقا دویست سال پیش گوته مطالعه «دیوان حافظ» شاعر ایرانی را آغاز کرد. پنج سال دیرتر، او با «دیوان شرقی- غربی» یادبودی بر خاور اسلامی بنا کرد. گوته زیر تأثیر اسلام لیبرال حافظ قرار گرفت. روح آزاده‌ی حافظ هرگز نمی‌توانست از یک اسلام توتالیتر الهام بگیرد
.

توماس باوئر، اسلام‌شناس آلمانی از شهر مونستر، عصر اسلام کلاسیک را که حافظ مدافع آن بود، یعنی سده‌های بین اسلام آغازین و دوران مدرنیته، با اصطلاح «بردباری دوپهلو» مشخص می‌کند. تنوع گفتمان‌ها در تعبیر و تفسیر قرآن و چندمعنایی که حافظ بر آن تسلط داشت، سبب رنجش و خشم نمی‌شد بلکه جزو بدیهیات زندگی روزانه به شمار می‌رفت. مسلمانان این چندمعنایی را نخست در روند مدرنیزه شدن خود نابود کردند چرا که در چالش روزانه با غربی که برتر از آنها بود، این نیاز به وجود آمد که می‌بایست حقیقت قوی‌تری به میدان آورده شود.

امروز یک «نابردباری دوپهلو» ویژگی تفکر مسلمانان است.
همان گونه که به ادعای سلفی‌ها آنها هستند که تنها اسلام حقیقی را نمایندگی می‌کنند، به همان شکل بسیاری در غرب نیز به این دام می‌افتند که گویا اسلام همانا فقط اسلام سلفی‌هاست. اما این «هم‌اسلام‌گرایی» [هومواسلام Homo islamicus) که هر اندیشه و عملی را فقط حول اسلام می‌خواهد، به درد زندگی روزانه نمی‌خورد. در میان افراطیون اما کسانی وجود دارند که معتقدند همه چیز باید از حقیقت آنها اطاعت کند. ولی بسیاری از مسلمانان خود را همین طوری، بدون تغییر، با تغییرات وفق می‌دهند!

صادق ‌العظم، فیلسوف سکولار سوری، این واقعیت را چنین ارائه می‌دهد:
اسلام خشک‌اندیش به دلیل تأکید بر توحید با مدرنیته ناسازگار است. اما اسلام تاریخی به مثابه یک عقیده پویای انقلابی همواره خود را تطبیق می‌دهد.

خیلی‌ها امروز ادعای اسلام دارند:
عربستان سعودی و ایران حاکمیت خود را با اسلام مشروعیت می‌بخشند. طبقه متوسط نوعی «اسلام تجاری» را به وجود می‌آورد که برای آزادی فردی و یک جامعه مدرن خوب است. افراطیون زیر پرچم اسلام مانند گروه‌هایی چون بادرماینهوف در اروپا به امید شفای عاجل دست به خشونت می‌زنند.

امروز اسلام  به طور انکارناپذیری در یک بحران عمیق به سر می‌برد. بیشترین مسلمانان، از ترکیه و هند تا اندونزی، در یک دموکراسی زندگی می‌کنند.
مسئله همانا مسلمانانِ عرب هستند. در جهان عرب از همان اعتراضات سال ۲۰۱۱ [بهار عربی] مرحله پسااستعماری به پایان می‌رسد. قدرت‌های استعماری پس از جنگ جهانی دوم، کشورهایی را بر جای نهادند که مرزهایش را آنها رسم کرده بودند. اما انسان‌ها در آن مناطق خود را با آن مرزها تعریف نمی‌کردند بلکه اسلام جایگزین هویتی و ملّی آنها شد. امروز برخی از حکومت‌ها فرو می‌پاشند و گروه‌های شبه نظامی زیر پرچم اسلام برای رسیدن به قدرت تلاش می‌کنند.

در این میان آن بذری رشد می‌کند که عربستان سعودی چندین دهه پیش کاشته بود.
مشروعیت خاندان سعودی بر همزیستی آموزش‌های خشک‌اندیش وهابیت متکی است. هیچ اندیشه دیگری مانند وهابیت طرفدار عدم تحمل و مبارزه با «کافران» و دگراندیشان در اسلام نیست.

مسلمانان باید آگاه باشند که این گونه مسلمان بودن در جهان امروز جایی ندارد و هر آن انرژی مثبتی که برای متمدن بودن لازم است، در این نوع مسلمانی غایب است و این «اسلام» است که خطر به شمار می‌رود.
***

*برگرفته از فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ:


http://www.faz.net/aktuell/politik/ausland/religion-und-terror-bedrohung-islam-13069256.html

*راینر هرمان، کارشناس مسائل خاورمیانه و عضو تحریریه سیاسی روزنامه فرانکفورتر آلگماینه

این گزارشها در حال تکمیل شدن است
خبر گزاری مردانی نیوز
بیشتر بخوانید مطالب مرتبط در این ضمیمه از

الاهه بقراط "برگردان" الاهه بقراط " به نام شمشیر (لئون د وینتر / فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ)


http://mardaninews.de/the-news/69-1389-01-09-22-32-19/20668----qq---q----------.html


آخرین بروز رسانی مطلب در سه شنبه ، 11 شهریور 1393 ، 13:33
 
الاهه بقراط "برگردان" الاهه بقراط " به نام شمشیر (لئون د وینتر / فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ) مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Mardani   
سه شنبه ، 11 شهریور 1393 ، 12:49

"خوشا به روز وروزگار بشریت که کورش دارد"

آری، ديو، چه بخواهد چه نخواهد  به دست فرهنگ ما به  شيشه ی استوره ای اش بازخواهد گشت
و ديدن آن لحظه برای هر کس که به فرهنگ خردمدار و زيبای ايرانی مان باور دارد
سخت ساده و شکوهمند است.


اتحاد ملّی بدون خودآگاهی ملّی ممکن نیست

یاد و راه همهی جانبخشانِ میهن، گرامی و جاودان باد


به ياد قيام
23 خرداد 1388،
آغاز جنبش سبز
جوانان ايران
عليه حکومت خون آشام اسلامی،
و به ياد
برجسته ترين
نماد سکولار آن:
ندا آقا سلطان

چراغ سیمین ایران هرگز خاموش نمی شود

برنامه اتمی تهران نبايد جلوی اقدام بين المللی عليه نقض حقوق بشر را بگيرد

***

آموزگاران ما را آزاد کنید! کارگران ما را آزاد کنید!
دانشجویان ما را آزاد کنید! فعالان جنبش زنان را آزاد کنید!
همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزاد کنید!
چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو رخت زندان تن ات وُ من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تن ات، و من بمانم خموش؟
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم
اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم
شادروان " سیمین بهبهانی

"یک باغ پر از گل برای عاشقان ایران
طرح ار

Anne Yin Dee

الاهه بقراط"

خبرگراری مردانی نیوز : مقاله هفته خانم الهه بقراط"  نویسنده و تحلیگر

سه شنبه, 11 شهریور 1393

سرطانی به نام حکومت آخوندی در خاورمیانه...
کاریکاتور از سوریه.

***

جنایت علیه بشریت" در جست‌وجوی قاتل سیاه‌پوش


به نام شمشیر (لئون د وینتر / فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ)

وقتی از خود می‌پرسیم چگونه اعراب بدوی در قرن هفتم یا مغول‌ها در قرن سیزدهم جهان را فتح و غارت کردند، «دولت اسلامی» پاسخ را به ما نشان می‌دهد. اینان تجسم آن چیزی هستند که در روند تکوینِ تمدن کانالیزه شد: انرژی جنسی و تخریبی مردان جوان. جهاد، این مردان را، از جمله در غرب، از قید و بندها آزاد می‌سازد. با جهادگران نمی‌توان به گفتگو نشست، از همین رو آنها ما را به وحشت می‌اندازند. عمل آنها هرگونه انسانیتی را در  دیگران انکار می‌کند و بیانگر پیروزی نهایی جنایتکار بر قربانی، مؤمن بر کافر، مرد بر زن، و ارباب بر برده است.


*****

فیلم «آندری روبلیوف» ساخته‌ی آندری تارکوفسکی فیلمساز روس از شاهکارهای سینماست. فیلم، داستان یک راهب را که نقاش زبردستِ تمثال‌های مذهبی است تعریف می‌کند. ماجرا در روسیه‌ی قرن پانزدهم روی می‌دهد. در یک صحنه، تاتارها به شهر «ولادیمیر» حمله و هر آنچه بر سر راهشان هست تار و مار می‌کنند. کشتار می‌کنند، مردم را قطعه قطعه می‌کنند، تجاوز می‌کنند، غارت می‌کنند. تارکوفسکی در نشان دادن اینکه این قوم و قبیله‌ی آسیایی چگونه همه این اعمال را مرتکب می‌شوند، شاهکار می‌کند: او نشان می‌دهد که آنها با لذت فراوان دست کشتار می‌زنند.

هنگامی که چهره کشتارکنندگان در فیلم در نمای نزدیک نشان داده می‌شود، ما با وحشت، اشتیاق به جنایت را در صورت آنها می‌بینیم که می‌درخشد. این مردان همه‌ی موانع متمدنانه برای ارتکاب جنایت را به کناری نهاده‌ و می‌توانند به نیازها و انگیزه‌های بدوی خویش تسلیم شوند. آنها به غایت درجه رهایی رسیده‌اند و از آنجا که کاملا بدون احساس هستند و بقیه انسان‌ها در نظر آنان به وسیله لذت و تسلیم کاهش یافته‌اند، پس به اوج توانایی جنسی خویش نیز دست یافته و می‌توانند آشکارا خود را به عنوان افراد شرور به نمایش بگذارند.

آنچه این روزها از جهادگران در تلویزیون و یوتیوب پخش می‌شود، مرا به یاد این صحنه از فیلم تارکوفسکی می‌اندازد.
یکی از تأثیرگذارترین صحنه‌های تاریخ سینما. وقتی از خود می‌پرسیم چگونه اعراب بدوی شبه جزیره عربستان در قرن هفتم میلادی یا مغول‌ها در قرن سیزدهم میلادی جهان را فتح و غارت کردند، «دولت اسلامی» (ایس IS) پاسخ را به ما نشان می‌دهد. نیروی محرکّه‌ی آنها، نیاز وحشیانه به تخریب و فتح هر آن چیزی بود که دلشان می‌خواست.

جهاد نجات‌بخش

ارتش‌های مدرن و منظم موظف‌اند انرژی تخریبی مردان جوان را به نظم در آورند و در مسیر سازمان‌یافته هدایت کنند
. قوانین جنگی باید رعایت شوند. به کار بردن خشونتِ نالازم مجاز نیست. فرماندهان باید بر متعارف بودن ابزاری که به کار می‌برند آگاه باشند و از زیان‌های ناخواسته اجتناب کنند. هیچ کدام از این نکات اما برای جنگجویان «دولت اسلامی» محلی از اِعراب ندارد. آنها با اعلامِ پیوستن به جهاد، همه این مناسباتِ متمدنانه را به دور می‌اندازند. ما شاهد چهره‌‌ی رضایت‌مندِ بربریّتِ عریان هستیم.

کسی که مسحور جهاد است، قدرت عجیبی می‌یابد. او می‌تواند در یک تب و تاب لگام‌گسیخته، تجاوز کند،
کشتار کند، غارت کند. به برکت مغزشویی که از سر گذرانده است، می‌داند که این رفتار از نظر دین وی مشروع است، و اگر بمیرد، مستقیم به بهشت می‌رود، جایی که هفتاد و دو دختر باکره فقط منتظر نشسته‌اند تا ابد در خدمت او باشند.

جنگجویان «دولت اسلامی» تجسم آن چیزی هستند که در روند تکوینِ تمدن کانالیزه شد: انرژی جنسی و تخریبی مردان جوان.


جهاد، همان گونه که امروز می‌بینیم، می‌تواند مسیر این روند را تغییر دهد و انرژی و نیاز مردان جوان را که در یک جامعه متمدن باید آن را سرکوب کرد، از نو متمرکز کند.

امروز در جهانِ غرب از همان مهد کودک، بروز هرگونه خشونت بلافاصله تحت فشار قرار می‌گیرد. پسران ما باید مانند دختران صلح‌دوست‌مان بزرگ شوند و انرژی (جنسی) خود را تنها در ورزش و بازی‌های کامپیوتری خشن بروز دهند که در آنها هر روز دهها دشمن خیالی را به قتل می‌رسانند. جهاد، این مردان جوان را از این قید و بندها آزاد می‌سازد و درست از همین رو در غرب نیز جوانان را به خود جذب می‌کند.

حیثیت دیگران هیچ حرمتی ندارد

به جای نشستن در برابر مونیتور و افزودن بر قدرت بلامنازع خامی که به آنها اجازه فتح و کشتار و تجاوز و تخریب می‌دهد،  آنان می‌توانند تخیل خود را در واقعیت، در زمان واقعی و در یک صحنه جنگ واقعی، و زیر پرچم یک مأموریت الاهی زندگی کنند. جهاد به مؤمنان این امکان را می‌دهد که خود را در خلسه‌ی آن ایثار کنند. آن کسی که به اصطلاح کافر است، فقط یک شیئی است که جهادگر هر کاری که دلش خواست می‌تواند با آن بکند.

با جهادگران نمی‌توان به گفتگو نشست،
از همین رو آنها ما را به وحشت می‌اندازند. آنها از مأموریت الاهی خود صحبت می‌کنند، از یک خلافت جهانی، اما ابزاری که به کار می‌بندند، بسی فراتر از این هدف می‌رود. عمل آنها هرگونه انسانیتی را در  دیگران انکار می‌کند و بیانگر پیروزی نهایی جنایتکار بر قربانی، مؤمن بر کافر، مرد بر زن، و ارباب بر برده است. تنها می‌توان امید به عفو داشت. عفو به مثابه حرکتی تحقیرآمیز، از سوی پیروزمند متعال. چنین عفوی تنها در موارد معینی می‌تواند انجام شود، یعنی زمانی که قربانی به اسلام بگرود؛ چیزی که معادل یک تجاوز روحی است.

امروز این قوم و قبیله نه بر اسب بلکه با نارنجک‌انداز بر خودروهای صحرایی  سوار است.
اما هنوز هم زمین زیر پای آنها می‌لرزد. آنها پرچم سیاه بر می‌افرازند و مرگ را بیش از زندگی دوست می‌دارند، البته پس از آنکه از جسم زنانِ اسیر به اندازه کافی متمتع شدند. آنها مجسمه‌ها و کلیساها و هر آن چیزی را که به دست‌شان می‌رسد تخریب می‌کنند: حیثیت دیگران برای آنها حرمتی ندارد.

رعایت اخلاق پسندیده نیست

انگیزه‌‌ی آنان برای عقل ما قابل درک نیست. مردان جوانی که می‌توانند آینده خوبی داشته باشند به آنها می‌پیوندند
. آنها درس و خانواده را رها می‌کنند تا راهی جنگی شوند که در آن سر بریدن قربانیان، به مثابه حداعلای تحقیر، به آیین مرگ تبدیل می‌شود. مردان جوان شمشیر بالای سر خود می‌گردانند و بدون هرگونه تردید و همدردی و تعللی از این طریق خود را از آخرین قید و بندها رها می‌سازند. دهها ویدئو از جهادگران، برگزاری این مراسم وحشیانه عصر حجر را ثابت می‌کند.

اطرافیانی که در این لحظه‌ی تعیین کننده که در آن همه‌ی مرزها زیر پا نهاده می‌شود، حضور دارند، عصبی هستند چرا که قاتل همواره مطمئن نیست و ممکن است دستش بلرزد.
پس آنها فریاد «الله اکبر» سر می‌دهند تا با تشجیع، جهادگر بر آخرین تردیدهای احتمالی‌ خود فائق آید. او خنجر را بیرون می‌کشد و زندانی‌اش را به یک حیوان سلاخی‌ تبدیل می‌کند. از این پس، وی دیگر با هیچ رشته‌ای به دنیای اخلاق بند نیست. او به آسانی می‌تواند بکُشد و از این کار ارضاء شود و مورد احترام یارانش قرار گیرد. او بندهای تمدن را از هم گسسته است.

جرج اشتاینر فیلسوف، نویسنده و منتقد ادبی انگلیسی زمانی گفته بود که یهودیان به این دلیل منفور هستند که برای نخستین بار وجدان و آرمانِ رسیدن به کمال و تعالی اخلاقی و معنوی را دریافتند
[منظور افسانه «ده فرمان» است که گفته می‌شود از خدا بر موسی پیامبر یهودیان نازل شد]. بشریت از این تعالی متنفر است، چرا که تلاش در راه کمال هر بار می‌خواهد به اخلاق و معنویت پاسخ گوید ولی همواره شکست می‌خورد.  شکست می‌خورد زیرا هیچ  کس نمی‌تواند این احکام اخلاقی والا را رعایت کند. جهاد اسلامی خیلی راحت این معضل حیاتی را دور می‌زند!

جنگجویان نوظهور


جهاد به مؤمنان اجازه می‌دهد تا صدای خرد و وجدان را خاموش کنند. آنها حالا دیگر می‌توانند قدرت خام جنسی خویش را به منصه ظهور برسانند. صدای این قوم و قبیله‌ی وحشی چیزی جز صدای لذت بی بند و بار نیست. این وحشیان، مردان و جوانان را کشتار می‌کنند و زنان و دختران را به بردگان جنسی خویش تبدیل می‌سازند. انسان‌ها دوباره چنان بی‌پناهند که ده هزار سال پیش بودند، پیش از آن زمانی که قربانی کردن انسان‌ها ملغی شود و پیش از آنکه روند آهسته و دردناکی برای مهار طبیعت بی‌رحم ما آغاز شود.

جهاد به این دلیل این همه قدرت دارد زیرا می‌تواند محدودیت‌هایی را از میان بردارد که ما با تلاش خستگی‌ناپذیر در طول روند متمدن شدن به دست آوردیم و آن را در خود نهادینه کردیم. جهاد، جنگجویان نوظهوری به جهان عرضه می‌کند که هیچ حد و مرزی نمی‌شناسند. اینها به هیچ برنامه سیاسی یا مذهبی نیازی ندارند. قوه‌ی محرکه‌ی آنها تبعیض اجتماعی یا اقتصادی نیست. تصور مبتذل آنها از تشکیل خلافت جهانی به همان اندازه یک دستاویز است که بقیه‌ی عقاید بی‌معنایی که کشتار کافران را تجویز می‌کنند تا بتوانند بهشت پاک مؤمنان را بر روی زمین به وجود آورند.

نه، تمام مسئله بر سر میل به تجاوز و تخریب است که فرهنگ ما برایش یک نام دارد: شرّ.
***

*لئون د وینتر نویسنده هلندی در سال ۲۰۱۳ رمان «یک قلب پاک» را منتشر کرد که مدتها در لیست پرفروش‌ترین‌ها قرار داشت.

*صحنه کوتاهی در یوتیوب از حمله تاتارها در فیلم «آندری روبلیوف» ساخته تارکوفسکی:

https://www.youtube.com/watch?v=n780Jwwhq-k&index=9&list=PL55E93BFC30B23A93

*منبع: روزنامه آلمانی فرانکفورتر آلگمانیه؛ ۲۰ اوت ۲۰۱۴؛

http://www.faz.net/aktuell/feuilleton/die-barbarei-der-dschihadisten-im-namen-des-schwertes-13106443.htm
این گزارشها در حال تکمیل شدن است
خبر گزاری مردانی نیوز
بیشتر بخوانید مطالب مرتبط در این ضمیمه از

الاهه بقراط "برگردان" الاهه بقراط " راینر هرمان کارشناس مسائل خاورمیانه"خطرِ اسلام؟

http://mardaninews.de/the-news/69-1389-01-09-22-32-19/20358----qq---q-----q--.html

آخرین بروز رسانی مطلب در سه شنبه ، 11 شهریور 1393 ، 13:15
 
نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین ولی فقیه علی خامنه ای"ننگ تاریخ"اعدام قرون وسطایی حداقل ۴ زندانی در زندان قزل حصار کرج "اعدام قرون وسطایی حداقل یک زندانی در زندان مرکزی زاهدان مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Mardani   
سه شنبه ، 11 شهریور 1393 ، 01:21

"خوشا به روز وروزگار بشریت که کورش دارد"
آری، ديو، چه بخواهد چه نخواهد  به دست فرهنگ ما به  شيشه ی استوره ای اش بازخواهد گشت
و ديدن آن لحظه برای هر کس که به فرهنگ خردمدار و زيبای ايرانی مان باور دارد
سخت ساده و شکوهمند است.

در خـراب آباد شهر بي تـپـش
دارها برچيده؛ خونـها تشنه اند
دردمندان بي خروش و بي فغان
خشمناكان بي فغان و بي خروش
جاي رنج و خشم و عصيان بوته ها
پــشـكـبـنـهـاي پـلـيـدي رسته اند
باز ما مانديم و شهر بي تپش
و آنچه كفتار است و گرگ و روبه ست
گاه مي گويم فغاني بر كشم
باز مي بـیـنـم صدايم كوته ست
(مهدی اخوان ثالث)

republic islamic of iran جغد شوم حکومت اسلامی : در ایران چه خبر است

هر شب قبل از خواب به یاد آوریم که امروز یک نفر از ما را اعدام کرده اند

در ایران چه خبر است : !  /1/خبر جدید: بنام آزادی

***

به  ایران و سربلندی کشورمان بیندیشیم

همین دیروز بود
که خشم ِ جوان ِ دانشجو
در جان ِ حکومت اسلامی گُر گرفت 
و نیرنگ او را آواز
آری
همین دیروز بود که اهریمن  بر خود لرزید
این سراسیمگی از برای ِ چیست
که آرام و قرار را از شما ربوده؟
این تیغ و دشنه و درفش
برای کی تیز شده است؟
برای دانشجو؟
معلم؟
زنان؟
کارگران؟
اما
هیهات
هیهات
که دیر زمانی ست زمانه ی این سلاح ها  زنگ زده است و بدانید!
که این تدابیر  از رونق افتاده است
زیرا عزم ِ ملت جزم شده است
تا از پس ِ   تمامیت ِ تان را تغییری شایسته دهند

ناقضان حقوق بشر در ايران بايد هدف تحريم های شديد بين المللی قرار گيرند

"عدالت طرح از توکا نیستانی"دادگاه بلخ

قاب بزرگ‌تر

کاریکاتور از مردمک

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای"سازمان ملل از ایران خواست اجرای مجازات اعدام را متوقف کند

پول هایی که کشور های غربی برای مبارزه با مواد مخدر به ایران میدهند برای کشتار اوپوزیسیون خرج می‌شود

نام بیش از 60 درصد از اعدام شده ها را ایران محرمانه نگه میدارد

و ایران تا کنون پول زیاد برای مبارزه با مواد مخدر گرفته و از دفتر این سازمان که نمایندگان کشور های کمک کننده در تهران هستند، خبری از چگونگی این اعدام ها منتشر نمیشود در حالیکه ایران رسما زیر نام مبارزه با مواد مخدر با پول کشور های غربی مردم ایران را اعدام میکند. از یازدهم اکتبر 2012 تا یازدهم اکتبر 2013 در ایران 537 نفر اعدام شده‌اند که نسبت به سال قبل از آن نه درصد افزایش نشان میدهد و در زمان روحانی این رقم به حد اکثر خود رسیده است.

طبق اسنادی که سازمانهای حقوق بشر بدست آورده‌اند، اکثر افرادی که زیر نام مبارزه با مواد مخدر در ایران اعدام می‌شوند از مخالفین رژیم هستند.
تعداد افرادی که سیستماتیک در زندانهای اردبیل، شاهرود، طبس، شیراز و مشهد اعدام شده‌اند، آمده است، ایران همه اعدام ها را مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر اعلام کرد.
اما سازمان حقوق بشر در گزارش خود آورده است اکثر این افراد کوچکترین ارتباطی با مواد مخدر نداشته اند.
پرداخت کننده کمک‌ها به ایران دولت های آمریکا، آلمان، استرالیا، انگلیس، کشور های اسکاندیناوی و ترکیه هستند.

گزارشگر ویژه سازمان ملل با اشاره به افزایش چشمگیر شمار اعدام‌ها هفته‌های اخیر از ایران خواست اجرای این مجازات را متوقف کند. بر اساس آمار، شمار اعدام‌شدگان در سال ۲۰۱۳ هم به شدت افزایش یافته است.

احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، روز چهارشنبه (۲۲ ژانویه/ ۲ بهمن) در ژنو اعلام کرد که شمار افراد اعدام‌شده در هفته‌های اخیر در ایران به شدت افزایش داشته است. بر این اساس، در هفته‌های نخست سال جاری میلادی (۲۰۱۴) در ایران دست‌کم ۴۰ تن به دار آویخته شده‌اند؛ ۳۳ تن از آنها تنها در یک هفته اخیر.

بیشتر اعدام‌شدگان به جرایم مربوط به مواد مخدر به دار آویخته شده‌اند. گزارش احمد شهید می‌افزاید که البته در میان اعدام‌شدگان برخی هم به دلیل توهین به مقدسات یا تهدید امنیت ملی مجازات شده‌اند.

گزارشگر ویژه سازمان ملل از این‌که برای جرایم نه‌چندان سنگین در ایران حکم اعدام صادر می‌شود ابراز نگرانی کرده است؛ در این میان فعالان سیاسی و اقلیت‌های قومی نیز از این مجازات در امان نیستند.

هشدار عفو بین الملل" از وضعیت دو عرب خوزستانی «در آستانه اعدام»

بزرگ‌ترین سازمان بین‌المللی مدافع حقوق بشر از ابلاغ غیررسمی حکم اعدام دو زندانی عرب خوزستانی به خانواده‌هایشان خبر داده است

هشدار عفو بین الملل"

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین ولی فقیه علی خامنه ای"اعدام جمعی و مخفیانه حداقل ۳ زندانی در زندان مرکزی یزد"با شلیک نیروهای سرکوبگر یک جوان هموطن بلوچ زنده در آتش سوخت

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت" کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد از ایران
خواست به اعدام ها، بخصوص اعدام نوجوانان پایان دهد"تصویب قطعنامه‌ی لغو مجازات اعدام در سراسر جهان"بیانیه‌ سازمان عفو بین‌الملل"

سازمان عفو بین‌الملل در یک بیانیه‌ی اقدام فوری به توقف اجرای حکم اعدام راضیه ابراهیمی فراخوان داد.

طبق این بیانیه، راضیه ابراهیمی، به اتهام قتل همسر خود زمانی که ۱۷ سال داشته به مرگ محکوم شده است. حکم اعدام او به دفتر اجرای احکام فرستاده شده و هر لحظه امکان اجرای آن وجود دارد.

این سازمان حقوق بشری هم‌چنین افزوده است، راضیه ابراهیمی در سال ۱۳۸۹ به اتهام قتل همسر خود از سوی شعبه‌ی ۱۷ دادگاه جنایی اهواز به قصاص نفس محکوم شد. گفته می‌شود وی اعتراف کرده است که همسر خود را در حالی که خواب بوده به قتل رسانده است. او گفته است که این کار را پس از سال‌ها فشار جسمی و روحی انجام داده است. راضیه ابراهیمی در ۱۴ سالگی ازدواج کرده بود.

بنا به گفته‌ی این سازمان، قرار بود حکم اعدام وی چند ماه قبل اجرا شود اما پس از آن‌که وی گفت در حین ارتکاب جرم ۱۷ ساله بوده متوقف شد. وکیل وی بر همین مبنا در دیوان عالی کشور اعاده‌ی دادرسی کرد که از سوی این نهاد رد شد.

عفو بین‌الملل در پایان تصریح کرده است که، امکان اجرای احکام قصاص پس از تایید دیوان عالی کشور، هر لحظه که خانواده‌ی مقتول درخواست کنند وجود دارد.


کاریکاتور : رهبر و آرزوی افزایش جمعیت

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد از ایران خواست به اعدام ها، بخصوص اعدام نوجوانان پایان دهد

خانم ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، در بیانیه ای که روز پنجشنبه منتشر شد، با ابراز نگرانی از شمار زیاد اعدام ها در ایران، از جمهوری اسلامی خواست به اعدام ها بخصوص اعدام نوجوانان پایان دهد و از اعدام راضیه ابراهیمی خودداری کند.

راضیه ابراهیمی متهم است که چهار سال پیش، در سن  ۱۷ سالگی، ‌همسرش را در اهواز به قتل رسانده است.

خانم پیلای براساس مقررات حقوق بین الملل و کنوانسیون های بین المللی که ایران امضا کننده آن است از ایران خواسته است به اعدام افرادی که هنگام ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته اند پایان دهد و بطور کلی اجرای مجازات اعدام را به حال تعلیق در آورد.
ناوی پیلای همچنین اعدام زندانیان سیاسی درایران را محکوم کرده و خواستار  جلوگیری از اعدام چهار زندانی کرد به اسامی حامد احمدی، کمال مَلایی، جهانگیر دهقانی و جمشید دهقانی شده است.

***
ابراز نگرانی کمیسر عالی حقوق بشر از تداوم اعدام‌ها در ایران

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد از تداوم موج اعدام در ایران ابراز نگرانی عمیق کرد. شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز با ۲۹ رأی از مجموع ۴۷ رأی قطعنامه لغو مجازات اعدام در سراسر جهان را تصویب کرد.

ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، در روز پنجشنبه (۲۶ ژوئن / ۵ تیر) در ژنو گفت که در سال جاری (۲۰۱۴) مقامات جمهوری اسلامی ایران دست‌کم ۲۵۰ نفر را اعدام کرده‌اند.

او که پیش از رأی گیری در مورد قطعنامه شورای حقوق بشر سازمان ملل درباره لغو مجازات اعدام در سراسر جهان سخنرانی می‌کرد، افزود که در میان اعدام‌شدگان در ایران محکومانی وجود داشته‌اند که در زمان ارتکاب جرم کودک بوده‌اند.

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد تصریح کرد که در سال ۲۰۱۳ دست‌کم ۵۰۰ حکم اعدام در ایران اجرا شده است. وی افزود که در حال حاضر ۱۶۰ نفر در این کشور در انتظار اجرای حکم اعدام‌شان به سر می‌برند که هنگام ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته‌اند.

ناوی پیلای تاکید کرد که هر اندازه هم که جرمی سنگین باشد، طبق حقوق بین‌الملل اعدام کسانی که موقع ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته‌اند، ممنوع است.
به گفته سازمان عفو بین‌الملل، ایران از جمله کشورهایی است که دارای بالاترین آمار اعدام هستند. چین در صدر جدول کشورهایی است که در آن شمار موارد اعدام بالاست. عفو بین‌الملل حدس می‌زند که سالانه هزاران نفر در چین اعدام می‌شوند.

تصویب قطعنامه‌ی لغو مجازات اعدام در سراسر جهان

پس از سخنرانی خانم ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل که پست خود را در اول سپتامبر (۱۰ شهریور) به زیدالحسین، دیپلمات اردنی، واگذار می‌کند،

رأی‌گیری در مورد قطعنامه لغو مجازات اعدام در سراسر جهان صورت گرفت.

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد با ۲۹ رأی از مجموع ۴۷ رأی قطعنامه لغو مجازات اعدام در سراسر جهان را تصویب کرد.

هشت کشور، از جمله آمریکا، کوبا و روسیه، رأی ممتنع دادند. همچنین ده کشور، از جمله چین، هند، کویت، پاکستان و عربستان سعودی، با قطعنامه شورای حقوق بشر در مورد لغو جهانی اعدام مخالفت کردند. آلمان و دیگر کشورهای اروپایی از این قطعنامه حمایت کردند.

این قطعنامه به لحاظ حقوق بین‌الملل الزام‌آور نیست، اما بر اهمیت نمادین آن تاکید می‌شود. قرار است که شورای حقوق بشر سازمان ملل بر پایه قطعنامه تصویب‌شده کمیته‌ای را در ارتباط با اعدام تشکیل دهد. یکی از وظایف این کمیته این است که مراقب باشد تا موضوع لغو اعدام همواره در دستور کار سازمان ملل قرار گیرد.
شورای حقوق بشر همچنین خواستار آن شد که اعدام مجرمانی که هنگام ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته‌اند، متوقف شود.

پیش از این قطعنامه شورای حقوق بشر، قطعنامه‌های دیگری نیز در مورد اعدام در سازمان ملل تصویب شده است. از جمله مجمع عمومی سازمان ملل خواستار آن شده که تا زمان حذف مجازات اعدام از قوانین همه کشورهای جهان، اجرای احکام صادره اعدام در کشورهای مختلف متوقف شود.

همچنین هدف "پروتکل اختیاری دوم" پیمان‌نامه بین‌المللی درباره حقوق مدنی و سیاسی لغو مجازات اعدام است. تا کنون ۸۰ کشور این پروتکل اختیاری را امضا کرده‌اند.

اعدام
طرحی از مانا نیستانی

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین ولی فقیه علی خامنه ای"ننگ تاریخ"اعدام جنایتکارانه ۵ زندانی از جمله یک مادر و فرزند در زندان مرکزی زاهدان

بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» صبح امروز در یک اعدام جمعی در زندان مرکزی زاهدان ۵ زندانی از جمله یک مادر همراه با فرزندش که هنگام دستگیری ۱۷ ساله بود اعدام شدند .

روز شنبه ۱۸ مرداد ماه در یک اعدام جمعی و قرون وسطایی در زندان مرکزی زاهدان ۵ زندانی به دار آویخته شدند یک مادر و فرزندش که هنگام دستگیری ۱۷ سال سن داشت و در بند ۱ معروف به جوانان زندانی بود در میان اعد ام شدگان هستند. سنین اعدام شدگان بین ۱۷ الی ۳۵ سال است . اسامی تعدادی از اعدام شدگان امروز به قرار زیر می باشد :

۱ـ عثمان دَه  مَرده ‌که هنگام دستگیری ۱۷ ساله بود و بیش از ۲ سال در بند ۱ معروف به بند جوانان زندانی بوده است  .

او همراه با مادرش دستگیر شده بود . مادر وی در بند زنان زندان مرکزی زاهدان زندانی بود و صبح امروز با قساوتی هر چه تمام تر هر دو را در کنار هم به دار آویختند .

۲ ـ رسول بخش دلشادی ۲۸ ساله نزدیک به ۳ سال در بند ۷ زندان مرکزی زاهدان زندانی بود

۳ـ علی  بشام نارویی ۳۲ ساله  نزدیک به ۴ سال در بند ۷ زندان مرکزی زاهدان زندانی بود

۴ـ کامران بامری  ۳۵ ساله  بیش از ۲ سال در بند ۷ زندان مرکزی زاهدان زندانی بود

تمامی زندانیان فوق به اتهام داشتن مواد مخدر اعدام شدند .

روز پنجشنبه ۱۶ مرداد ماه ۶ زندانی را از بندهای ۱ و ۷ به سلولهای انفرادی بند قرنطینه منتقل کردند که ۵ نفر از آنها اعدام شدند و یک نفر در حالی که طناب دار بر گردن وی بود در آخرین لحظات از اعدام وی خوداری کردند.

نام این زندانی حسین میشکار می باشد که در بند ۷ زندان مرکزی زاهدان زندانی است. 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،اعدام جنایتکارانه و قرون وسطایی امروز را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی برای پایان دادن به اعدام های روزانه در ایران   خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی مانند آخوند صادق لاریجانی، آخوند حسن روحانی و آخوند محمود علوی  وسایر آخوندهای همدست وی به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۱۸ مرداد ۹۳ برابر با ۹ اوت  ۲۰۱۴

اعدام ودمکراسی
کاریکاتورازتوفیق عقیلی

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین ولی فقیه علی خامنه ای"ننگ تاریخ" روز جاری حداقل ۱۰ تن در زندان قزلحصار کرج بصورت دسته جمعی اعدام شدند.



نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین ولی فقیه علی خامنه ای"ننگ تاریخ" اعدام دسته جمعی در زندان قزلحصار کرج"کشته و زخمی شدن زندانیان در پی شورش در زندان قزلحصار

در پی شورش در زندان قرل حصار کرج و همچنین تجمع خانواده‌های زندانیان اعدامی مقابل زندان، تعدادی از زندانیان این زندان در درگیری با یگان حفاظت این زندان کشته و زخمی شدند.




اعدام دسته جمعی در زندان قزلحصار کرج

روز جاری حداقل ۱۰ تن در زندان قزلحصار کرج بصورت دسته جمعی اعدام شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح روز جاری مورخ ۲۶ مردادماه بیش از ۱۴ تن از زندانیان واحدهای ۱ و۲ زندان قزلحصار کرج برای اجرای حکم اعدام به محل اجرای حکم منتقل شدند با این حال مشخص نیست با توجه به ظرفیت ۱۱ نفره محل اجرای حکم اعدام چگونه و چند تن از ایشان به دار آویخته شدند، هر چند گزارشات دریافتی از اعدام حداقل ده و حداکثر تمامی آنان خبر می‌دهد.

از اسامی و چگونگی اجرای احکام اعدام این افراد همچنان اطلاعی در دست نیست اما تلاش برای اجرای احکام اعدام مورد اشاره در روز جاری، منجر به شورش در این زندان و نیز اعتراض خانواده‌های زندانیان در خارج زندان شده بود. این اعتراضات با کشته و زخمی شدن تعدادی از زندانیان همراه شد.

شورش در زندان قزل‌حصار کرج

خبرگزاری هرانا از کشته و زخمی شدن شماری از زندانیان زندان قزل‌حصار کرج خبر داده است. خبرگزاری ایرنا اما به نقل از رئیس سازمان زندان‌ها نوشته که نقشه زندانیان اعدامی برای فرار، بدون اعمال خشونت توسط مأموران خنثی شده است.

روز یک‌شنبه ۲۶ مرداد (۱۷ اوت) زندانیان محکوم به اعدام زندان قزل‌حصار کرج در اعتراض به اجرای حکم‌های خود، دست به اعتراض زدند. هم‌زمان با اعتراض این گروه از زندانیان که برای اجرای حکم به بند مخصوص منتقل شده بودند، زندانیان سالن‌های دو و سه قزل‌حصار نیز شورش کرده، با ماموران زندان درگیر شدند.

به گزارش هرانا، در جریان این درگیری، یگان حفاظت زندان از اسلحه گرم استفاده کرده و در اثر تیراندازی این نیروها، تعدادی از زندانیان کشته و زخمی شدند. هنوز گزارش دقیقی از تعداد کشته‌شدگان و زخمی‌ها منتشر نشده است.

بر اساس این گزارش، در پی شورش زندانیان، خانواده‌های زندانیان اعدامی که مقابل زندان تجمع کرده بودند، نیز دست به اعتراض زدند و نیروهای انتظامی با استفاده از باتوم و پاشیدن آب آنها را متفرق کردند.

خبرگزاری ایرنا به نقل از رئیس سازمان زندان‌ها نوشته است که نقشه زندانیان اعدامی برای سوراخ کردن دیوار و فرار کردن، بدون اعمال خشونت خنثی شد. اصغر جهانگیر گفه در حال حاضر زندان قزل‌حصار در وضعیت آرامی قرار دارد.

وی همچنین اظهار داشته که زندانیان اعدامی قصد تحریک دیگر زندانیان را داشته‌اند. به گفته رئیس سازمان زندان‌ها، هیچ خللی در اجرای حکم اعدام آن چند زندانی به وجود نیامده است.

خبرگزاری هرانا همچنین از اعدام حداقل ۱۰ نفر در صبح روز دوشنبه (۲۷ مرداد، ۱۸ اوت) در زندان قزل‌حصار خبر داده است. بر اساس این گزارش، ۱۴ زندانی برای اجرای حکم به محوطه مخصوص اعدام منتقل شده‌اند اما با توجه به ظرفیت ۱۱ نفره این محل، مشخص نیست دقیقا چه تعدادی اعدام شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران روز جاری مورخ ۲۶ مردادماه، در پی انتقال دسته جمعی تعدادی از زندانیان محکوم به اعدام این زندان برای اجرای حکم، زندانیان ساکن واحد ۱ و نیز واحد ۲، سالن‌های ۲ و ۳ زندان قزل حصار شورش کرده و با زندانبانان و یگان حفاظت زندان درگیر شدند.

یگان حفاظت زندان برای مهار خشونت‌ها و اعتراض زندانیان شورشی از سلاح گرم استفاده نمود که این موضوع باعث کشته و زخمی شدن تعدادی از زندانیان محبوس در این زندان شد.

در زمان تدوین این گزارش از تعداد دقیق کشته و زخمی شدگان همچنان اطلاعی در دست نمی‌باشد.

با این حال گزارش شده است زندان در وضعیت فوق العاده اما در کنترل یگان حفاظت زندان قرار دارد. سالن‌های مورد اشاره عمدتاً محل نگهداری زندانیان محکوم به اعدام هستند

همچنین هرانا گزارش می‌دهد، همزمان با اعتراضات داخل زندان، خانواده‌های تعدادی از زندانیان محکوم به اعدام که در مقابل درب زندان تجمع نموده بودند نیز به اعتراض پرداختند. این موضوع باعث شد تا با حضور ده‌ها دستگاه ماشین پلیس و آتش نشانی برای متفرق کردن آنان تلاش شود.

نیروهای انتظامی بوسلیه پاشیدن آب و استفاده از باتوم سعی در متفرق کردن خانواده‌های معترض نمودند از بازداشت‌های احتمالی در این رابطه همچنان اطلاعی در دست نیست.

لازم به یادآوری است اعتراض زندانیان بخصوص زندانیان محکوم به اعدام در رابطه با اجرای احکام و حتی شورش در این زندان دارای سابقه بوده و آمار زندانیان کشته شده در اعتراضات پیشین حداقل ده‌ها تن گزارش شده است.

زندان قزلحصار اندرزگاه ۲ - منبع عکس: وب سایت رهانا

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین ولی فقیه علی خامنه ای"ننگ تاریخ" به دار آویختن ۱۲ زندانی و به رگبار گلوله بستن زندانیان معترض  بی دفاع

بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » در پی انتقال ۱۲ زندانی به سلولهای انفرادی به منظور اجرای احکام ضدبشری اعدام  ،زندانیان واحد ۲ زندان قزل حصار کرج دست به اعترضات گسترده زدند که با گلوله پاسخ داده شد.

روز یکشنبه ۲۶ مرداد ماه زندانبانان ولی فقیه با فریب ۱۲ زندانی را از سالنهای ۱،۲،۳و۴  واحد ۲ زندان قزل حصار کرج خارج و  به سلولهای انفرادی جهت اجرای احکام ضدبشری اعدام منتقل می کنند.

زندانیان سالنهای  مختلف واحد ۲ به محض اطلاع از اینکه همبندیانشان جهت اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل شده اند دست به اعتراضات گسترده می زنند.

اعتراضات گستره حوالی ساعت ۰۹:۳۰  ابتدا از سالن ۳ شروع می شود و به سالنهای ۴و ۲   و سایر سالنها سرایت می کند. زندانیان سالن ۳ ، سالن و هواخوری را به کنترل خود در می آورند به گونه ایکه پاسداربندها از سالنهای مختلف واحد۲  فرار می کنند.

در مدت کوتاهی نیروهای گارد زندان و پاسداربندها بر بالای پشت بام  هر سالن موضع می گیرند و شروع به پرتاب گاز اشک آور  به درون سالن ۳ و هواخوری آن می کنند .

زندانیان بی دفاع برای مقابله با گاز اشک آور اقدام به سوزاندن کاغذ و سایر وسایل می کنند.نیروهای اطلاعات زندان  و گارد ویژه،  زندانیان بی دفاع سالن ۳ را به رگبار گلوله می بندند و حداقل ۶ زندانی مورد اصابت گلوله زندانبانان ولی فقیه قرار می گیرند.

درگیری گسترده تمامی سالنها را در بر می گیرد و عملا واحد ۲ زندان قزل حصار که اکثر زندانیان آن زیر حکم اعدام  و یا در انتظار گرفتن حکم اعدام هستند به کنترل زندانیان در می آید .

زندانیان واحد ۲ خواستار متوقف کردن حکم اعدام همبندیانشان و باز گرداندن آنها به سالنهای خود در واحد ۲ بودند. درگیریهای گسترده و خونین تا ساعت ۱۶:۳۰ ادامه می یابد

با ادامه یافتن درگیریها و خارج شدن کنترل واحد ۲ زندان قزل حصار از دست زندانبان ولی فقیه ، نیروهای گارد ویژه از زندانهای گوهردشت کرج، زندان مرکزی کرج، کچویی و از تهران عازم زندان قزل حصار کرج می شوند و  زندان را کاملا به محاصره خود در می آورند و انبوهی از آنها بر  بام سالنهای مختلف واحد ۲ زندان قزل حصار کرج مستقر می شوند .

صدای شلیک  گلوله لحظه ای قطع نمی شد و هر زندانی که حرکت می کرد به او شلیک می کردند. شدت درگیریها در سالنهای ۳ و ۴  بسیار شدید بود.

از طرفی دیگر رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای از ۱۴ زندانی که به سلولهای انفرادی منتقل کرده بود ۱۲ نفر از آنها را  به دار آویخت.

اسامی تعدادی از اعدام شدگان روز دوشنبه ۲۷ مرداد ماه زندان  قزل حصار کرج  به قرار زیر می باشد:

۱ـ علی مردان گراوند۳۰ ساله بیش از ۲ سال در سالن ۲ واحد ۲ زندان قزل حصارکرج زندانی بود

۲ـ تورج گراوند ۲۵ ساله که در سالن ۲ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج زندانی بود

۳ ـ رضا عامری مقدم ۵۰ ساله از سالن۲ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج زندانی بود

۴ـ حسین صادقی ۳۰ ساله که در سالن ۲ واحد۲ زندان قزل حصار کرج زندانی بود

۵ ـ حامد ربیعی ۲۵ ساله که در سالن۱ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج زندانی بود. پیش از این پدر و برادر این زندانی اعدام شده بودند

۶ـ میلاد ربیعی ۲۶ ساله از سالن۴  واحد۲ زندان قزل حصار کرج

۷ـ ابراهیم زیرک ۳۰ ساله

یکی از زندانیانی که در سالن ۳ مورد اصابت گلوله قرار گرفت رسول نام دارد.

آثار شلیک گلوله بر کریدورها و سایر نقاط  واحد ۲ زندان قزل حصار کرج عیان است.

رژیم ولی فقیه تعدادی از زندانیان سالنهای مختلف را به سلولهای انفرادی منتقل کرده است و برای ایجاد رعب و وحشت در میان زندانیان ،خطر اعدام این زندانیان بسیار بالا است همانگونه که در اعتراضات گذشته اقدام به اعدام تعدادی زیادی از زندانیان اعتراض کننده نمود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، به دار آویختن ۱۲ زندانی  و به رگبار گلوله بستن حداقل ۶ زندانی دیگر که نسبت به اعدام همبندیانشان دست به اعتراض زده اند را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند  و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اعزام یک هیئت تحقیق بین المللی به این زندان به سرپرستی دکتر احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران است تا از زندانیانی که شاهد این جنایت بوده اند و همچنین آثار گلوله که بر دیوار این سالنها آشکار است گزارشی تهیه نموده و در اختیار شورای حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی قرار دهد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۲۸ مرداد ۹۳ برابر با ۱۹ اوت  ۲۰۱۴

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین ولی فقیه ضحاک"علی خامنه ای"ننگ تاریخ"بی خبری  از وضعیت و شرایط زندانیان زندان قزل حصار کرج که مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند "اعدام جمعی حداقل ۳ زندانی از جمله یک زن  در زندان مرکزی زاهدان

بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران »از وضعیت و شرایط حداقل ۶ زندانی که مورد اصابت گلوله نیروهای سرکوبگر ولی فقیه در زندان قزل حصارکرج قرار گرفته اند هیچ خبری در دست نیست.

در پی اعتراضات گسترده و خونین زندانیان واحد ۲ زندان قزل حصار  نسبت به انتقال همبندیانشان  جهت اجرای حکم ضدبشری اعدام، نیروهای سرکوبگر ولی فقیه آخوند علی خامنه ای زندانیان بی دفاع را هدف شلیک گلوله های خود قرار دادند که تعدادی از آنها مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

در این یورش مسلحانه و خونین  حداقل ۶ زندانی فقط در سالن ۴ واحد ۲ زندان قزل حصار  مورد اصابت گلوله گرفته اند . این زندانیان  توسط نیروهای سرکوبگر از بند خارج شده اند و علیرغم گذشت نزدیک به یک هفته از وضعیت و شرایط آنها هیج خبری در دست نیست . بعضی از گزارشها حاکی از آن است که برخی از زندانیان مورد اصابت گلوله قرار گرفته در سلولهای انفرادی سالن ۹ واحد ۲ زندان قزل حصارکرج  نگهداری می شوند.

خانواده های زندانیان تا به حال موفق به ملاقات و دیدار با عزیزان خود نشده اند و از وضعیت و شرایط آنها هیچ گونه اطلاعی ندارند و حتی نمی دانند که آنها در کجا نگهداری می شوند و آیا زنده هستند و یا نه

اسامی تعدادی از زندانیان سالن ۴ واحد ۲ زندان قزل حصار  که مورد اصابت گلوله و گاز اشگ آور قرار گرفته اند به قرار زیر می باشند:

۱ـ رسول  مهدی ۲۱ ساله ۲۷ ماه است که در سالن ۴ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج زندانی است و از ناحیه دست راست مورد اصابت گلوله قرار گرفته است

۲ـ هادی صادقی ۲۸ ساله نزدیک به ۲ سال در سالن ۴ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج زندانی است از ناحیه پای راست مورد اصابت گلوله قرار گرفته است

۳-ـ علی غنی زاده ۲۹ ساله  نزدیک به ۲ سال در سالن ۴ واحد ۲ زندان قزل حصار زندانی است. وی از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفته است

۴-ـ ایمان گراوند ۲۶ ساله  از سالن۴ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج از ناحیه سر مورد اصابت گاز اشک آور قرار گرفته است

۵ ـ حمید رضا جاویدی ۲۵ ساله که نزدیک به ۶ سال در سالن ۴ واحد ۲ زندان  قزل حصار کرج  زندانی است از ناحیه  دست راست مورد اصابت گلوله قرار گرفته است

۶ـ بهمن کردبچه  از سالن ۴ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج از ناحیه سر مورد اصابت گاز اشگ آور قرار گرفته است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی  در ایران، به رگبار گلوله بستن  زندانیان بی دفاع و اسیر در سالنهای مختلف واحد ۲  زندان قزل حصار کرج را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار  اعزام یک هیئت تحقیق برای بررسی این یورش خونین و مسلحانه به زندانیان بی دفاع  است.
***

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین ولی فقیه ضحاک"علی خامنه ای"ننگ تاریخ" اعدام جمعی حداقل ۳ زندانی از جمله یک زن  در زندان مرکزی زاهدان

اعدام قرون وسطایی حداقل یک زندانی در زندان مرکزی زاهدان
بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران »صبح امروز حداقل ۳ زندانی در زندان مرکزی زاهدان به دار آویخته شدند یک زن زندانی در میان اعدام شدگان امروز می باشد.

روز شنبه اول شهریور ماه ۳ زندانی از بند زنان وبند ۷  در محوطه  زندان مرکزی زاهدان به دار آویخته شدند.

این ۳ زندانی روز پنجشنبه ۳۰  مرداد ماه به سلولهای انفرادی بند قرنطینه منتقل شدند و از آن زمان تا به امروز در انتظار مرگ به سر  بردند .

همزمان با انتقال آنها به سلولهای انفرادی  تمامی ارتباطات زندان با بیرون قطع گردید .

اسامی تعدادی از زندانیانی که صبح امروز در زندان مرکزی زاهدان به دار آویخته شدند به قرار زیر می باشد ;

۱ـ علی رضا شه بخش  از بند ۷ زندان مرکزی زاهدان  همراه با یک زن زندانی از بند زنان که گفته می شود  از بستگان وی می باشد.

۲ـ نورالله براهویی از بند ۷ زندان مرکزی زاهدان

سیاست اعدام و سرکوب خونین مردم ایران توسط آخوند علی خامنه ای، جنایتکار علیه بشریت و جنایتکار جنگی که در بین مردم ایران به عنوان ضحاک ایران معروف است گرفته می شود.

این سیاست توسط آخوند صادق لاریجانی از جنایتکاران علیه بشریت و منصوب آخوند خامنه ای در قوه قضاییه  که مردم ایران به او لقب میر غضب داده اند مورد تایید قرار گرفته و دستور اجرای آن را صادر می کند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اعدام های جمعی امروز را در زندان مرکزی زاهدان به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار پایان دادن به سکوت نسبت به اعدام های مستمر و لاینقطع در ایران است وانتقال پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای که رهبری جنایت علیه بشریت در ایران و منطقه را به عهده دارد  به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
اول شهریور ۹۳ برابر با ۲۳ اوت  ۲۰۱۴


نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین ولی فقیه ضحاک"علی خامنه ای"ننگ تاریخ"اعدام جمعی و قرون وسطایی ۵ زندانی در زندان مرکزی بندرعباس" ویدیویی نادر از شورش زندانیان قزلحصار علیه حکم اعدام

بنا به گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » اعدام جمعی و ضد بشری ۵ زندانی در زندان مرکزی بندرعباس

صبح امروز سه شنبه ۴ شهریور ماه ۵ زندانی در زندان مرکزی بندرعباس به دار آویخته شدند . این ۵ زندانی از روز گذشته به سلولهای انفرادی جهت اجرای حکم ضد بشری اعدام منتقل شدند. اسامی ۲ نفر از اعدام شدگان به قرار زیر می باشد :

۱ـ ادریس حسین زاده ۴۱ ساله وی ۴ سال در زندان مرکزی بندرعباس زندانی بود.

۲ـ سجاد عزت آبادی ۲۶ ساله وی نیز به مدت ۳ سال و نیم در زندان مرکزی بندرعباس زندانی بود.

سیاست اعدام و سرکوب خونین مردم ایران توسط آخوند علی خامنه ای، جنایتکار علیه بشریت  گرفته می شود. این سیاست توسط آخوند صادق لاریجانی منصوب آخوند خامنه ای در قوه قضاییه  مورد تایید قرار گرفته و دستور اجرای آن را صادر می کند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اعدام های جمعی امروز در زندان مرکزی بندرعباس را  به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار پایان دادن به سکوت نسبت به اعدام های مستمر و لاینقطع در ایران  وانتقال پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای که رهبری جنایت علیه بشریت در ایران و منطقه را به عهده دارد  به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۴ شهریور ۹۳ برابر با ۲۶ اوت  ۲۰۱۴


فیلم / ویدیویی نادر از شورش زندانیان قزلحصار علیه حکم اعدام

روز جاری مورخ ۴ شهریورماه، خبرگزاری هرانا ویدیویی نادر از شورش زندانیان معترض در ۲۶ مردادماه سال جاری بر علیه اجرای احکام اعدام در واحد دو زندان قزلحصار را منتشر نمود. اعتراضاتی که با کشته و زخمی شدن تعداد نامعلومی از زندانیان معترض پایان یافت.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مورخ ۲۶ مردادماه در پی اقدام به انتقال دستکم ۱۴ زندانی محکوم به اعدام برای اجرای حکم، زندانیان ساکن واحد ۲ این زندان که اکثرا تحت حکم اعدام هستند دست به اعتراض و شورش زدند. این زندانیان با یگان حفاظت زندان درگیر و خواستار توقف اجرای احکام اعدام شدند.

یگان حفاظت زندان قزلحصار و نیروهای امدادی برای مقابله با شورش زندانیان از سلاح گرم و گاز اشک آور در حجمی بالا استفاده کردند، این موضوع منجر به کشته و زخمی شدن تعداد نامشخصی از زندانیان که حداقل ده تن گزارش شده‌اند شد.

هرانا در روز مذکور همچنین گزارش داد که خانواده‌های زندانیان نیز با تجمع در مقابل این زندان خواسته‌ای مشابه را مطرح کردند که با این اعتراض مسالمت آمیز نیز بوسیله نیروهای انتظامی و نیز استفاده از ماشین‌های آب پاش و در مواردی بازداشت معترضین برخورد شد.

در ذیل ویدیوی مذکور را می بینید"

فیلم
این فیلم رامیتوانید در لینگ ذیل ویا در بخش یوتوپ این خبر گزاری مشاهده فرمائید


https://www.youtube.com/watch?v=VS0QI4N--Qg&list=FLcct1gNsYDnTOUdNqbi4p0Q

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین ولی فقیه علی خامنه ای"ننگ تاریخ" اعدام یک زندانی در زندان
مرکزی زاهدان خفگی، زندانیان در آتش سوزی زندان شهرکرد" اعدام دوباره مردی که 20 سال پیش بر چوبه دار زنده ماند"قتل یک ماهیگیر بدست نیروی انتظامی هرمزگان

بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» روز گذشته یک زندانی در زندان مرکزی زاهدان به دار آویخته شد .

صبح دیروز چهارشنبه ۵ شهریور ماه حکم ضد بشری اعدام یک زندانی از بند ۳ زندان مرکزی زاهدان به اجرا گذاشته شد. این زندانی به نام مراد شیبک حدودا ۳۵ سال سن داشت و ۱۲ سال در زندان مرکزی زاهدان زندانی بود

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران اعدام این زندانی را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از دبیر کل ملل متحد و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع بلادرنگ پرونده جنایت علیه بشریت  رژیم ولی فقی آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی همانند آخوند حسن روحانی که با شعار فریبکارانه  تدبیر دست به جنایت علیه بشریت می زنند و آخوند صادق لاریجانی جنایتکار علیه بشریت که نام وی در لیست بین المللی ناقضین حقوق بشر می باشد  به دادگاه  کیفری بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۶ شهریورماه۱۳۹۳ برابر با۲۸ اوت ۲۰۱۴

یک هفته تا اعدام دوباره مردی که 20 سال پیش بر چوبه دار زنده ماند

فقط در "جمهوری" اسلامی "فرزند مقتول که آنزمان 5 سال داشت اکنون خواهان اعدام او شده است





روزنامه  فرهیختگان  : نزدیک به بیست سال پیش یک محکوم به اعدام به نام "نیازعلی" که به اتهام قتل شریک خود به "قصاص" محکوم شده بود به دار آویخته شد و بیست دقیقه بالای دار ماند اما ساعتی بعد در هنگام انتقال به سردخانه باردیگر علائم حیاتی در او مشاهده شد و این اعدامی دوباره زنده شد.


چندی بعد پدر و مادر مقتول با دریافت دیه حاضر به رضایت شدند و این محکوم به اعدام را مورد بخشش قرار دادند و نیازعلی مدتی بعد از زندان آزاد شد، اکنون اما فرزند خردسال مقتول که 25 ساله شده به خونخواهی پدر خواستار اجرای دوباره حکم اعدام شده و دادگاه نیز طی دو هفته با این درخواست موافقت کرده است.

وکیل نیازعلی می گوید که اکنون همه چیز به نظر صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه دارد و در صورت موافقت رئیس قوه قضائیه با این حکم، نیازعلی یک هفته دیگر برای دومین بار اعدام می شود.

این درحالی است که حقوقدانان از جمله عبدالصمد خرمشاهی می گویند که "اعدام به معنای به دار آویختن متهم و تاییدیه فوت از سوی پزشکی قانونی است و نه به معنای خارج شدن روح از بدن. بنابراین وقتی این فرد به مدت 20 دقیقه بالای دار معلق بود و سپس پزشکان مرگ وی را تایید کردند به معنای اجرای کامل حکم است و اجرای دوباره‌اش طبق موازین، قانونی نیست."

فرناز استادنوبری طی گزارشی در روزنامه فرهیختگان درباره ماجرای درخواست اعدام دوباره نیازعلی بعد از اجرای حکم در بیست سال پیش نوشته است: "19 سال از روزی که نیازعلی به جرم قتل عمد، قصاص و ساعاتی بعد در راه سردخانه زنده شد می‌گذرد. این در حالی است که 20 روز پیش با درخواست پسر مقتول که حالا جوانی 25 ساله است، او دوباره بازداشت و دوباره به اعدام محکوم شده است.

حالا پرونده در انتظار امضای رئیس قوه قضائیه است تا حکم اعدام دوباره اجرا شود. متهم به قتل، سال 74 یک بار اعدام شد اما ساعتی بعد علائم حیاتی در او دیده شد. او آن سال با پرداخت دیه و گذشت اولیای دم که پدر و مادر مقتول بودند، از اعدام دوباره رهایی یافت و مدتی بعد از زندان آزاد شد.

مقتول وقتی فروردین سال 71 از دنیا رفت پسری دو ساله داشت که حالا 25 ساله شده و به خونخواهی از پدرش بلند شده است. نیازعلی 20 روز پیش بار دیگر با شکایت پسر مقتول راهی زندان شده و حکم قصاص او نیز در مدتی کوتاه صادر و تایید شده است. او حالا شاید کمتر از یک هفته با قصاص فاصله داشته باشد.

ماجرا چه بود؟

فروردین سال 71 بود که نیازعلی به وسیله یک تبر به شریک خود حمله کرد و او را در حالی به قتل رساند که به ارتباط او با همسرش شک کرده بود. اوایل سال 72، متهم به موجب دادنامه 72/76 به قصاص نفس محکوم شد و اسفند سال 74 این حکم به اجرا درآمد. محکوم به اعدام به مدت 20 دقیقه بالای چوبه دار معلق مانده بود و تا زمانی که پزشکی قانونی مرگ او را تایید نکرده بود طناب دار را از گردن وی باز نکردند. علائم حیاتی نیازعلی در مسیر انتقال او به پزشکی قانونی بار دیگر ظاهر و باعث تعجب همگان شد.

براساس همین اتفاق، اولیای دم که شامل پدر و مادر متهم به قتل بودند با دریافت دیه او را بخشیدندو نیازعلی مدتی بعد از زندان رهایی پیدا کرد.

500 میلیون تومان، هزینه رهایی


پسر مقتول حالا پیگیر پرونده شده و حکم قصاص متهم در شرایطی صادر شده که برای اجرا شدن تنها نیاز به امضای رئیس قوه قضائیه دارد. شنیده‌ها حاکی از آن است که پسر مقتول برای دادن رضایت، 500 میلیون تومان از خانواده متهم تقاضا کرده و اعلام کرده در صورتی که این 500 میلیون تومان را دریافت نکند به هیچ‌وجه رضایت نمی‌دهد و خواهان اعدام است. حالا پس از گذشت بیش از 20 سال از این قتل و اجرا شدن حکم اعدام و پس از آن رضایت اولیای‌دم، متهم به خواسته پسر مقتول در زندان است و ممکن است هفته آینده اعدام شود.

اجرای دوباره حکم قانونی نیست

عبدالصمد خرمشاهی، حقوقدان، در رابطه با این پرونده به روزنامه فرهیختگان گفت: "صرف‌نظر از اینکه این فرزند حق قصاص دارد، اجرای دوباره حکم قانونی نیست."

خرمشاهی همچنین افزود: "اعدام به معنای به دار آویختن متهم و تاییدیه فوت از سوی پزشکی قانونی است و نه به معنای خارج شدن روح از بدن. بنابراین وقتی این فرد به مدت 20 دقیقه بالای دار معلق بود و سپس پزشکان مرگ وی را تایید کردند به معنای اجرای کامل حکم است و اجرای دوباره‌اش طبق موازین، قانونی نیست."

او با اشاره به پرونده‌ای شبیه به این پرونده که پارسال در بجنورد اتفاق افتاد، گفت: "پارسال نیز در بجنورد شبیه این اتفاق افتاده بود و فرد پس از تایید فوت پزشکان، زنده شد."

عبدالصمد خرمشاهی همچنین افزود: "در رابطه با آن پرونده بیشتر حقوقدانان و فقها اعلام کردند، اجرای دوباره حکم قانونی نیست زیرا حکم یک بار باید انجام بشود و این حکم یک بار انجام شده است."

وکیل پرونده: همه‌چیز به نظر رئیس قوه بستگی دارد

ساسانی، وکیل این پرونده نیز در رابطه با این موضوع به فرهیختگان گفت: "اجرای حکم اعدام نیازعلی فقط بستگی به امضای رئیس قوه قضائیه دارد و در صورتی که ایشان موافقت خویش را اعلام کند این حکم انجام می‌شود."

ساسانی که به همراه مسعود مهرامی وکالت این پرونده را به عهده دارد افزود: "ما مکاتبات لازم با دادگاه را انجام داده‌ایم و دیگر قرار نیست دادگاهی برگزار شود، همه‌چیز بستگی به نظر آیت‌الله آملی‌لاریجانی دارد."

متهم به قتل که راننده بود سال‌ها پیش به همراه شریک خود (مقتول) یک مینی‌بوس خریداری کرده بودند و با آن کار می‌کردند. وکیل متهم با اشاره به اینکه سال 74 از مقام معظم رهبری استفتا شده و نظر ایشان در رابطه با اجرای دوباره حکم منفی بوده است، گفت: "نمی‌دانم باز هم برای این پرونده استفتا از ایشان انجام می‌شود یا خیر اما برای این پرونده یک‌بار در سال 84 از ایشان استفتا شده و ایشان اجرای دوباره حکم را صحیح ندانستند."

پسر مقتول در حالی اعلام کرده در صورت پرداخت نشدن 500 میلیون تومان رضایت نمی‌دهد که 19 سال پیش پدر (جد پدری فرزند مقتول) و مادر مقتول دیه را از خانواده متهم دریافت کرده‌اند و رضایت داده‌اند.

از آنجایی که پسر مقتول آن روزها صغیر بوده امروز به دادخواهی پدر برآمده و می‌خواهد حق وی را بستاند. به هر حال پارسال نیز در بجنورد فردی پس از یک‌ربع آویخته شدن بر بالای چوبه دار علائم حیاتی‌اش بازگشت و براساس این اتفاق دیگر حکم اجرا نشد.

بنابر گفته حقوقدانان نیز اجرای دوباره حکم صحیح نیست و با موازین قانونی فاصله دارد. به گفته حقوقدانان اگرچه کودک در هنگام قتل پدر صغیر بوده و هر زمان که به سن قانونی برسد حق قصاص دارد اما نمی‌تواند حکمی که یک بار به اجرا درآمده و ناموفق بوده را بار دیگر به اجرا در بیاورد

خفگی، علت مرگ زندانیان در آتش سوزی زندان شهرکرد

ایرنا :  مدیر کل پزشکی قانونی چهارمحال و بختیاری گازگرفتگی و خفگی ناشی از کمبود اکسیژن را علت فوت 13 زندانی در حادثه آتش سوزی زندان شهرکرد اعلام کرد.

ˈمنصور فیروزبختˈ روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود:درپی وقوع آتش سوزی در زندان شهرکرد، زندانیان فوت شده در این حادثه برای تشخیص علت فوت به پزشکی قانونی استان ارجاع شدند که پس از معاینه اجساد زندانیان و انجام آزمایشات تخصصی اجساد این افراد برای تدفین به خانواده های آنان تحویل شد.

وی تصریح کرد: بر اساس نتایج بررسی ها و آزمایش های تخصصی علت مرگ همه 13 زندانی فوت شده در این حادثه، گازگرفتگی و خفگی ناشی از کمبود اکسیژن تشخیص داده شده است.

به گزارش ایرنا، عصر دوشنبه 13 مرداد ماه سال جاری آتش سوزی عمدی در زندان شهرکرد رخ داد که در اثر این حادثه 11 زندانی در زمان حادثه و دو زندانی دیگر نیز در بیمارستان جان خود را از دست دادند.

ˈعلی اصغر جهانگیرˈ رییس سازمان زندان ها نیز پیش از این گفته بود که دوربین ها لحظه وقوع آتش سوزی در زندان شهرکرد را ثبت کرده اند که بر اساس آن یک نفر به طور عمدی اقدام به ایجاد آتش در زندان کرده است.

قتل یک جوان ماهیگیر هرمزگانی بدست نیروی انتظامی

سلیمان میهندوست جوان ۲۵ ساله هرمزگانی، هنگام بازگشت از ماهیگیری مورد اصابت گلوله نیروی انتظامی قرار گرفت و در دم کشته شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سلیمان میهندوست جوان ۲۵ ساله روستای «کلمتلی» هرمزگان هنگام بازگشت از ماهیگیری بواسطه شلیک مستقیم نیروی انتظامی به قتل رسید.


یکی از بستگان وی در این رابطه به گزارشگر هرانا گفت: «سلیمان میهن دوست هنگامی که ساعت ۷ شب پانزدهم مرداد ماه قایق ماهیگیری خود را ترک کرده و سوار بر ماشین لندکروز به منزل باز می‌گشت، در نزدیکی اسکله با گلوله مستقیم پلیس کشته شد» وی تاکید کرد «ماموران نیروی انتظامی به خیال اینکه سلیمان قاچاقچی سوخت است به سر وی شلیک کرده بودند و البته قبل از شلیک هم هیچ دستور ایستی صادر نکرده بودند»

بر اساس گزارشات دریافتی هرانا، خانواده میهندوست نسبت به این قتل اعلام شکایت کرده‌اند و هر چند مقامات قضایی منطقه به صورت ضمنی خطاکار بودن نیروی انتظامی را اعلام کرده‌اند با این حال هیچ مامور خاطی در این رابطه تاکنون بازداشت نشده است.

لازم به ذکر است طی هفته جاری «محمد اورنگی» و «محمد عیسیایی»، دو شهروند هرمزگانی دیگر که هر دو نیز کمتر از ۲۵ سال سن داشتند به شیوه مشابهی توسط نیروی انتظامی به قتل رسیده‌اند.

***

نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین ولی فقیه علی خامنه ای"ننگ تاریخ"اعدام قرون وسطایی
حداقل ۴ زندانی در زندان قزل حصار کرج "اعدام قرون وسطایی حداقل یک زندانی در زندان مرکزی زاهدان


بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» روز گذشته حداقل ۴ زندانی در زندان قزل حصار کرج به دار آویخته شدند.

روز دوشنبه ۱۰ شهریور ماه حداقل ۴ زندانی از سالنهای ۱،۲ و ۳  واحد ۲  زندان قزل حصار کرج در یک اعدام جمعی و قرون وسطایی به دار آویخته شدند. سنین زندانیان اعدام شده  بین ۳۰ و ۴۴ سال می باشد که بیش از ۲ سال  در واحد ۲ زندان قزل حصار زندانی بودند.

اسامی تعدای از زندانیان که صبح روز گذشته به دار آویخته شدند به قرار زیر می باشد:

۱ـ حسین عالمیان ۳۰ ساله که  ۲ سال و نیم در سالن ۳  واحد ۲ زندان قزل حصار کرج  زندانی بود

۲ـ علی شاهوردی  لو ۳۲ ساله  وی ۲۸ ماه در سالن ۲  واحد ۲ زندان قزل حصار کرج زندانی بود

۳ـ علی حمیدی ۴۴ ساله ، ۲۸ ماه در سالن ۲ واحد۲ زندان قزل حصار کرج زندانی بود

و یک زندانی از سالن ۱ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج جزو اعدام شدگان می باشد.

روز یکشنبه ۹ شهریورماه زندانبانان ولی فقیه آخوند علی خامنه ای معروف به ضحاک ماردوش در بین مردم ایران، این ۴ زندانی را ساعت ۰۶:۰۰ هنگامی که سایر همبندیانشان در خواب بودند تحت عنوان  اینکه می خواهند آنها را به دادگاه ببرند از بند خارج  وبه سلولهای انفرادی منتقل نمودند و تا لحظه اعدام همبندیان آنها از قصد اعدام آنها بی خبر بودند .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اعدام جمعی حداقل ۴ زندانی در زندان قزل حصار کرج  را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی  به شورای امنیت سازمان ملل  متحد است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۱۰ شهریورماه۱۳۹۳ برابر با۱ سپتامبر۲۰۱۴

اعدام قرون وسطایی حداقل یک زندانی در زندان مرکزی زاهدان

بنا به گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » اعدام حداقل یک زندانی در زندان مرکزی زاهدان .

روز دوشنبه ۱۰ شهریور ماه حداقل یک زندانی از بند ۳ زندان مرکزی زاهدان به دار آویخته شد . این زندانی با نام بندانی ۳۰ سال سن داشت وی اهل شهرستان ایذه در استان خوزستان بود و به مدت ۷ سال در زندان مرکزی زاهدان زندانی بود.

این زندانی که به عنوان کارگر در منطقه چابهار کار می کرد به اتهام قتل بازداشت شده بود اما به دلیل فقر قادر به گرفتن وکیل و دفاع ازخود در دادگاه نبود.این زندانی روز یکشنبه ۹ شهریور ماه جهت اجرای حکم اعدام به بند قرنطینه زندان زاهدان منتقل شده بود. 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران اعدام این زندانی را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی  به شورای امنیت سازمان ملل  متحد است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۱۱ شهریورماه۱۳۹۳ برابر با۲ سپتامبر۲۰۱۴

لغو اعدام در ملأعام به دلیل حمله آشنایان متهم به  قتل

روزنامه ایران : حمله آشنایان یک اعدامی که قرار بود در ملأعام به دار مجازات آویخته شود باعث لغو این مراسم شد.

این حمله ناگهانی سحرگاه روز دوشنبه 10 شهریور ماه امسال در حالی رخ داد که از قبل زمان و مکان اجرای حکم به مردم محمودآباد اعلام شده بود. بنابر این گزارش، از نخستین ساعات صبح روز دوشنبه تعداد زیادی از مردم محمودآباد برای دیدن صحنه اجرای حکم اعدام عامل جنایت در میدان شهر گرد آمده بودند.
تمهیدات لازم برای اجرای حکم اعدام فراهم شده بود ولی به دلیل مسائل امنیتی ناشی از حضور بستگان مرد اعدامی و با صلاحدید شورای تأمین و مقامات قضایی شهر، اجرای حکم به وقت دیگری موکول شد.

مرد اعدامی که «محسن» نام دارد در جریان یک درگیری خیابانی پسر جوانی را با ضربات چاقو از پای در آورده بود.

این مرد جوان پس از محاکمه در دادگاه کیفری استان مازندران به اعدام در ملأعام محکوم شد که  رأی صادره پس از تأیید در دیوان عالی کشور و استیذان از ریاست قوه قضائیه قرار بود سحرگاه روز دوشنبه در میدان شهر به اجرا در بیاید.

بنابر این گزارش، در این مراسم نزدیک به سه هزار نفر حضور داشتند که با سر و صدا و هیاهو و اقدامات فیزیکی ناشی از حمله به حصار امنیتی باعث لغو مراسم اعدام شدند.

مقام معظم دژخیم " رهبر حقوق بشر"ننگ تاریخ"
علی خامنه ای ودستیاران جنایت کار او باید در دادگاههای بین المللی محاکمه شو ند.
کاریکاتورازعلی اقبالی

صادق لاریجانی" "ننگ تاریخ" میرغضب جمهوری اسلامی" آخوند مزدور حکومتی و دستیار جنایت کار علی گدای تزریقی”
کاریکاتور ار نیک آهنگ کوثر

***


سلفی،"ننگ تاریخ"  طرح از نیک آهنگ کوثر

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل


این گزارشها در حال تکمیل شدن است
خبر گزاری مردانی نیوز
بیشتر بخوانید مطالب مرتبط در این ضمیمه از    
نقض حقوق بشر”; در رژیم توتالیتر،”: جنایت علیه بشریت رژیم ننگین ولی فقیه علی خامنه ای"ننگ تاریخ" اعدام یک زندانی در زندان مرکزی زاهدان خفگی، زندانیان در آتش سوزی زندان شهرکرد" اعدام دوباره مردی که 20 سال پیش بر چوبه دار زنده ماند"قتل یک ماهیگیر

http://mardaninews.de/the-news/59-1389-01-09-22-28-57/20625----------------q-q--------------q-----20-------q---.html



آخرین بروز رسانی مطلب در سه شنبه ، 11 شهریور 1393 ، 12:05
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 909
 
Mardaninewws Mardaninewws Mardaninewws
Mardaninewws

                             Copyright 2005- 2010 Mardani News All rights reserved

Manager & publisher by Asgar Mardani

 

 

Mardaninewws